خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٨
شخص پیغمبر اکرم در مدینه بوجود آمد که حیرت آور است .
این عرب جاهلی به دینی رو آورد که پیامبر آن دین " فدیه " برخی
اسیران را که خواندن و نوشتن میدانستند " تعلیم " اطفال مسلمین قرار
داد . پیامبر آن دین برخی اصحاب خود را به تعلیم زبانهای غیر عربی از
قبیل سریانی و عبری و فارسی تشویق کرد خود ، گروهی در حدود بیست نفر "
دبیر " داشت و هر یک یا چند نفر را مسؤول دفتر و کاری قرار داد [١]
این عرب جاهلی به دینی رو آورد که کتاب آسمانیش به قلم و نوشتن سوگند
یاد کرده است [٢] و وحی آسمانیش با " قرائت " و " تعلیم " آغاز
گشته است [٣] آیا روش پیغمبر و تجلیل قرآن از خواندن و نوشتن و
دانستن در عرب جاهلی که مجذوب قرآن و پیغمبر بود تاثیری در ایجاد حس
خوش بینی نسبت به کتاب و کتابت و علم و فرهنگ نداشته است ؟ !
اما داستان تحقیر قریش و سایر عربان آموزگاری و معلمی را میگویند :
قریش و عرب تعلیم اطفال را خوار میشمردند و کار معلمی را پست
میشمردند بلکه اساسا سواد داشتن را ننگ میدانستند .
اولا در خود آن بیان تصریح شده که کار معلمی به علت کمی در آمد خوار
شمرده شده است ، یعنی همان چیزی که امروز در ایران خودمان شاهد آن هستیم
. آموزگاران و دبیران و روحانیان جزء طبقات کم درآمد جامعهاند و احیانا
بعضی افراد به همین جهت تغییر شغل و مسؤلیت میدهند .
اگر یک آموزگار یا دبیر یا روحانی جوان به خواستگاری دختری برود و آن
دختر ، خواستگاری هم از کسبه ، و یا طبقه مقاطعه کار و بساز و بفروش ،
[١] رجوع به رساله " پیامبر امی " نوشته مرتضی مطهری . [٢] ن و القلم و ما یسطرون »( سوره قلم ) . [٣] اقرا باسم ربک الذی خلق ٠ خلق الانسان من علق ٠ اقرا و ربک
الاکرم ٠ الذی علم بالقلم ٠ علم الانسان ما لم یعلم » ( سوره علق ) .