خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٩
دوره ساسانی مبنای نظریات کریستن سن واقع شده است ، در خانوادههای ممتاز ، زنان گاهی از تعلیمات عالیه برخوردار بودهاند ، یعنی اصل " زندگانی طبقاتی " در این مورد نیز مانند همه موارد دیگر حکفرما بوده است . همچنانکه در دوره ساسانی دو تن از دختران خسرو پرویز : پوران دخت و آزرمی دخت ، برای مدت کوتاهی سلطنت کردند ، انتخاب آنها به سلطنت به واسطه اعتقاد عظیمی بود که ایرانیان به " تخمه شاهی " داشتند . ایرانیان شاهان خویش را ایزد نژاد میپنداشتند . اردشیر بابکان که سرسلسله ساسانیان است نسب خویش را به شاهان قدیمتر ایران رساند تا از این جهت ایرادی نباشد که چگونه کسی که از " تخمه شاهی " نیست مدعی سلطنت است . در آشفتگی پس از خسرو پرویز دو تن که از تخمه شاهی نبودند مدعی تاج و تخت شدند ، ولی چون از تخمه شاهی نبودند نتوانستند دوام بیاورند . دختران پرویز در دوره آشفتگی پس از پرویز از آن جهت به پادشاهی رسیدند که شیرویه ، پسر خسرو پرویز ، هفده تن برادران خود را کشته بود و تنها کسی که از تخمه شاهی باقی مانده بود این دو دختر بودند . اعتقاد عظیم به خون و نژاد را با مسئله حقوق زن نباید اشتباه کرد ، پادشاهی پوران و آزرمی دخت و همچنین تحصیلات عالیه چند زن از طبقات ممتاز را نتوان مقیاسی برای حقوق زن به طور عموم در آن دوره قرار داد . کریستن سن میگوید : منابع تاریخی که داریم اطلاعی در باب تعالیم دختران به دست نمیدهد . بارتلمه چنین حدس میزند که تعلیم دختران بیشتر مربوط به اصول خانه داری بوده است . بعلاوه ، بغ نسک صریحا از تعلیمات زن در فن خانه داری بحث میکند ، معذلک زنان خانوادههای ممتاز گاهی تعلیمات بسیار عمیق در علوم تحصیل میکردهاند . کریستن سن در فصل هفتم کتاب خویش که درباره نهضت مزدکیه بحث میکند میگوید :