خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩
زمانی متداول شده بود که به ثروت رسیده بودند ، زیرا زندگانی صحرا گردی
مانع از داشتن زنان متعدد است [١] .
آنچه در ایران باستان در میان طبقه اشراف معمول بوده است چیزی بالاتر
از تعدد زوجات ، یعنی حرمسرا بوده است .
و لهذا نه محدود به حدی بوده است ، مثلا چهارتا یا بیشتر یا کمتر ، و
نه مشروط به شرطی از قبیل عدالت و تساوی حقوق زنان و توانایی مالی یا
جنسی ، بلکه همان طور که نظام اجتماعی یک نظام طبقاتی بوده است نظام
خانوادگی نیز چنین بوده است .
کریستن سن میگوید :
اصل تعدد زوجات ، اساس تشکیل خانواده به شمار میرفت . در عمل عده
زنانی که مرد میتوانست داشته باشد به نسبت استطاعت او بود . ظاهرا
مردان کم بضاعت به طور کلی بیش از یک زن نداشتند . رئیس خانواده (
کذگ خوذای کد خدا ) از حق ریاست دودمان ( سرادریه دوذگ سرداری دودمان
) بهره مند بود . یکی از زنان ، سوگلی و صاحب حقوق کامله محسوب شده و
او را " زنی پادشاییها " ( پادشاه زن ) یا زن ممتاز میخواندهاند ، از
او پستتر زنی بود که عنوان خدمتکاری داشت و او را زن خدمتکار " زنی
چگاریها چاکر زن " میگفتند . حقوق قانونی این دو نوع زوجه مختلف بود . . . شوهر مکلف بوده که مادام العمر زن ممتاز خود را نان دهد و نگهداری
نماید . هر پسری تا سن بلوغ و هر دختری تا زمان ازدواج دارای همین حقوق
بودهاند اما زوجههایی که عنوان چاکر زن داشتهاند فقط اولاد ذکور آنان در
خانواده پدری پذیرفته میشده است ، در کتب پارسی متاخر پنج
[١] همان ماخذ ، جلد نهم ، صفحه . ٢٦٩٣