خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١
علاقه شاعر به رسوم قدیم است با حروف سیاه نشان میدهند ، از آنجمله این
مصراع را : " من شرمنده از مسلمانی " .
آقای دکتر معین خود بهتر میدانند که شاعران مسلمان عرفان مسلک ، در
مقابل متظاهران به مسلمانی و ریاکاران ، اصطلاحات و تعبیرات خاصی دارند
، هر جا که زهد و احیانا مسلمانی را تخطئه میکند نظرشان به زاهد مابیها و
مسلمان مابیهای دروغین است که در همه عصرها وجود داشته و دارد و همواره
سد راه اسلام و مسلمین بوده و هست . حتی شاعرانی که خود در لباس
روحانیت بودهاند و به عالیترین مقامات اجتهاد رسیده و در مسند شرع
نشسته بودهاند مانند شیخ بهائی که علاوه بر این جهت یک مهاجر عرب است
که به ایران آمده [١] و حاج ملا احمد نراقی [٢] و میرزا محمد تقی
شیرازی و حاج میرزا حبیب رضوی خراسانی
[١] شیخ بهایی در غزل معروف خود که با این بیت آغاز میشود :
| ساقیا بده جامی زان شراب روحانی |
| تا دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی |
میگوید :
| سجده بر بتی دارم راه مسجدم منما |
| کافر ره عشقم من کجا ، مسلمانی ؟ |
| زاهدی به میخانه سرخرو زمی دیدم |
| گفتمش مبارک باد ارمنی مسلمانی |
[٢] نراقی مجتهد معروف قرن سیزدهم که به " صفائی " متخلص بوده میگوید :
| خوشا حال کسی کاندر ره عشق |
| سری درباخت ، یا جانی فدا کرد |
| در میخانه بر رویم گشادند |
| مگر میخوارهای بر من دعا کرد |
| صفائی تا مرید میکشان شد |
| عبادتهای پیشین را قضا کرد |
و هم او میگوید :
| تا مغبچگان مقیم دیرند |
| در دیر مغان مرا مقام است |
>