خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
اجتماعی پیدا شده و مایه جمع شدن و وحدت ایشان گردیده است " « و کنتم اعداء فألف بین قلوبکم »" و بعکس آن ، امتهایی که اهل سازگاری و مسالمت بودند نه تنها با خود و شرایط زندگی و محیطی خود بلکه با سایرین حتی مهاجمین نیز از در سازش و مسالمت و تطابق و آمیزش در آمدند ، ملیت و نژاد مشخص و مستقلی بنا نکرده و یا اگر داشته اند بکلی بی رنگ و خالی از خصیصه و امتیاز و گراینده به سوی ضعف و انحطاط بوده است . اصولا این از خصایص هر فرد بشری است که در روابط منطقی و عاطفی خود همیشه به دنبال آن موجودی میگردد که کسریهای وجود و هستی یعنی نیازهای درونی و بیرونی او را تأمین و تکمیل نماید . محکم ترین پیوندهای عشقی آنهاست که عاشق نیازهای عمیق و اساسی خود را در وجود معشوق بیابد و این چیزی است که در زندگانی روزمره شاهد و ناظر آنیم . استحکام روابط اجتماعی و پیوندهای وجدانی جماعت هم آن زمان تأمین میشود که واحدهای جامعه هر یک مکمل و تأمین کننده نیازهای دیگری باشند و این شرط چیزی است که مقتضیات و خصوصیات جبری نژادی را در آن نقشی نیست .
سنن
در بین ملتهای گوناگون سنتهای ملی مشترک بسیار دیده میشود . سنتهایی که گاه همچون زبان و نژاد وسیله شناخت و تمیز ملیتها از هم میگردد . اما این سنن تا چه اندازه در تکوین ملتها نقش و تأثیر داشته اند ؟ رسوم و سنن و حتی فرهنگها نتیجه و محصول فعالیت ارادی و آگاهانه انسانهای گذشته است و اگر از گذشته تا حال رابطه و پیوندی بین افراد و واحدهای جامعه نبود ، این سنن هرگز نسلا بعد نسل منتقل نمی شدند . تا ملیت و وجدان جمعی نباشد ، سنت و فرهنگی منتقل نمی گردد ، پس سنتهای ملی موجود هم خود محصول ملیت است و حیات و فعالیت انسانها ، نه مایه و پایه آن . وانگهی ، سنتهای اجتماعی موجود در یک ملت بر دو گونهاند : آنهایی که از معالی اخلاق و مجاهدات و مبارزات گذشته که از خصایص مقدس انسانی است ، و تلاشهای او برای حاکم ساختن عدل و نیکی و