خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢
مختلفند . اگر بخواهیم این مردم گوناگون را بصورت واحدهای اجتماعی مستقلی طبقه بندی کنیم ، آیا صرفا رنگ و نژاد و شرایط اقلیمی و مرزهای جغرافیایی را باید ملاک تفکیک قرار دهیم یا سنن و سوابق تاریخی و فرهنگها یا عواملی دیگر را ؟ احساس ملی یا ناسیونالیسم عبارت است از وجود احساس مشترک یا وجدان و شعور جمعی در میان عده ای از انسانها که یک واحد سیاسی یا ملت را میسازند . این وجدان جمعی است که در درون شخصیت افراد حاضر جامعه و بین آنها و گذشتگان و اسلافشان رابطه و دلبستگیهایی ایجاد میکند و روابط و مناسبات آنها را با هم و با سایر ملل رنگ میدهد و آمال و آرمانهای آنان را به هم نزدیک و منطبق می سازد . تعریف کلاسیک غربی این است که این وجدان جمعی زاییده شرایط اقلیمی ، نژادی ، زبان مشترک ، سنن و آداب تاریخی و فرهنگ مشترک است . ولی دقت بیشتری در واقعیتهای فردی و اجتماعی بشر نشان میدهد که این عوامل نقش بنیانی و درونی در تکوین وجدان جمعی ندارند و نمی توانند برای همیشه مایه و ملاط چسبندگی و پیوستگی افرادی از ابناء بشر تحت یک ملیت گردند .
زبان
بدیهی است که در اولین مراحل تکوین یک ملیت ، زبان و سنن مشترک عامل معارفه و نزدیکی افراد به هم و کانالی برای ارتباط قلوب و عواطف و در نتیجه رشد شعور جمعی و ملی است . ولی به گذشته ملتها که مراجعه میکنیم عامل زبان مشترک را نه یک عنصر سازنده بلکه عاملی محصول ملیت مییابیم . زبان هیچیک از ملتها از ابتدای تکوینشان ، به صورت فعلی نبوده ، بلکه پس از جمع شدن و پیوند یافتن قلوب جماعت در سرزمینی معین ، زبان آنها هم با ایشان به وجود آمده ، تکامل پیدا کرده و قواعد و اصول آن گسترش یافته و در طی قرنها ، با برخورد با زبانهای ملل دیگر تغییر شکلها و تحولاتی ممتد به خود پذیرفته تا به حد امروزی رسیده است . اگر در دوره های معینی از تاریخ یک ملت ، مثلا در مبارزه استقلال ، زبان یا سنن معینی جلوه و ظهور بیشتر یافته و سمبل و شعار آرمان ملی