خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦
نقش خدا ( اهورامزدا ) با همان ریش و عصا و یال و کوپال به عنوان یک
آرم ملی بر روی تابلو بسیاری از مؤسسات زردشتی در عصر حاضر به چشم
میخورد و نشانهای از انحطاط فکری دوره ساسانی است . زردشتیان از یکطرف
مدعی خداشناسی و توحیداند و " اهورامزدا " را همان " الله " مسلمین
که « لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر »[١] است
. معرفی میکنند و از طرف دیگر شکل و شمایل برایش میکشند و تاج و ریش و
عصا برایش میسازند و او را به صورت یک بت نمایش میدهند .
حقیقه مایه شرمساری ایران و ایرانیان است که با اینکه چهارده قرن است
به عالیترین مفاهیم توحیدی نائل شدهاند و نغزترین گفتارها را به نثر و
نظم در این زمینه انشاء کردهاند ، خدای مجسم و شاخ و بالدار برایش بکشند
و بعد هم اصرار کنند که این را به عنوان یک آرم ملی بپذیر . اگر این
انحطاط نیست پس انحطاط چیست ؟ و اگر این بت پرستی نیست پس بت
پرستی در دنیا معنی ندارد .
چنانکه میدانیم ایرانیان مسلمان آنجا که تعبیرات اسلامی را به لغت
فارسی ترجمه کردهاند ، کلمه ( الله ) را به کلمه " خدا " ترجمه کردند
که ظاهرا مخفف " خود آی " است یعنی نا آفریده شده ، ایرانیان مسلمان
کلمه " الله " را هرگز " اهورا مزدا " ترجمه نکردند . بدین جهت که
کلمه اهورامزدا در میان زرتشتیان آن قدر مفهوم تجسم پیدا کرده بود که آن
فرزانگان شایسته ندیدند آن را ترجمه کلمه " الله " قرار دهند .
چنانکه میدانیم یکی از مفاهیم مذهبی در دوره ساسانی که ظاهرا مولود
سیاست ساسانی است ( فرایزدی ) است ، در ابتدا به نظر میرسد که این
مفهوم یک مفهوم معنوی و مجرد است ، ولی اندکی مطالعه روشن میکند که این
مفهوم نیز جنبه مادی و جسمانی دارد .
[١] سوره انعام ، آیه . ١٠٣