خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
دو دسته تقسیم میشدهاند : خدایان نیکخواه و خیر رسان و خدایان بدخواه و
زیان رسان ، یا ارواح نیک و ارواح پلید . یعنی در این دوره نیز نوعی
ثنویت بر عقاید آریایی حکومت میکرده است .
سعید نفیسی مینویسد :
پس از آنکه آریاییان ایران از دوره مهاجرت آسوده شدند و شهر نشین
گردیدند ، به تدریج به یک عده عوامل خوب و بد ، خیر و شر ، و زشت و
زیبای طبیعت معتقد شدند . در میان عوامل خوب از همه مهمتر روشنایی و
باران ، و در میان عوامل بد از همه مهمتر شب و زمستان و خشکسالی و قحطی
و بیماریها و مرگ و آفات دیگر بود . ناچار عوامل خیر و زیبایی را که
میپرستیدند برای آنها نماز و دعا و نذر و نیاز میکردند برای رهایی از
عوامل شر وردهایی میخواندند و کم کم این اعمال به جادوگری و سحر و طلسم
منتهی گشت و پیداست که این عقاید ( جادوگری و طلسم ) یادگار دورهای
است که با اقوام سامی بابلی و آسوری همسایه شدهاند ، زیرا اقوام سامی
بابلی و آسوری به سحر و طلسم و جادو عقیدهای راسخ داشتند و این اعتقاد را
ایرانیان از آنها کسب کردند و در همین زمان است که زرتشت از میان
ایرانیان برخاسته و با این خرافات در افتاده است [١] کریستن سن
میگوید :
دین قدیم آریاها بر پرستش قوای طبیعت و عناصر و اجرام سماوی استوار
بود ، معذلک از زمان بسیار قدیم خدایان عمده طبیعت دارای خصوصیات
اخلاقی و اجتماعی میشوند . چنین به نظر میرسد که قبل از جدا شدن دو تیره
هندی و ایرانی از یکدیگر تفاوتی میان دو دسته از خدایان عمده آنها بوده
است ، یک دسته را " دیوها " می خواندند و در راس آنها خدای جنگجویی
به نام " ایندرا " قرار داشت و دسته دیگر را " آسوراها "
[١] تاریخ اجتماعی ایران ، جلد اول ، ص ٢٧ - . ٢٨