خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨
فراوانی داشته است و تسلط اعراب مسلمان در حیات معنوی ایران تأثیر منفی داشته است و اعراب زبان و خط خود را آنچنان بر ایران تحمیل کردند که حتی امثال بوعلی سینا و غزالی پس از چهارصد سال و پانصد سال بعد از این حمله و دویست سال و سیصد سال پس از استقلال ایران باز هم مجبور بودند به زبان عربی آثار خود را تألیف کنند . و فقط از زمانی به نظم و نثر پارسی پرداختند که از اسارت عرب نجات یافتند و زبان فارسی عکس العملی بود در مقابل هجوم اسلامی و مسلمانی . ما قبلا درباره افسانه تحمیل زبان عربی به ایران و این تبلیغ مغرضانه که احیای زبان فارسی یک عکس العمل ایرانی بود در مقابل اسلام بحث کرده ایم و درباره افسانه محو آثار علمی ایران به وسیله اعراب مسلمان و بالخصوص درباره ماهیت و هویت دانشکده جندی شاهپور بعدا در همین کتاب و یا در یک رساله جداگانه بحث خواهیم کرد . برخی پا را از این فراتر نهاده و ورود اسلام را به ایران مساوی با یک فلاکت و بدبختی دائم دانسته و تمام خصائص سوء اخلاقی امروز ایرانیان را مولود هجوم اعراب به ایران و نفوذ اسلام در میان ایرانیان معرفی میکنند . برای نمونه ، قسمتی از یک مقاله ، در مجله فردوسی ، شماره ٧٨٧ مورخه ٣ آبان ٤٥ را ذکر میکنیم ، نویسنده در این مقاله خواسته است به کتاب غرب زدگی جلال آل احمد پاسخ بگوید . آل احمد مدعی است فساد این نسل مولود خود باختگی این نسل در برابر غرب و ماشینیسم است . آل احمد غربزده را اینطور توصیف میکند : آدم غربزده هرهری مذهب است ، به هیچ چیز اعتقاد ندارد ، اما به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست ، یک آدم اسقاطی است ، نان به نرخ روز خور و همه چیز برایش علی السویه است . خودش باشد و خرش از پل بگذرد دیگر بود و نبود پل هیچ است . نه ایمانی دارد نه مسلکی ، نه مرامی ، نه اعتقادی به خدا یا به بشریت . نه در بند تحول اجتماعی است و نه حتی