خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
سادسا اگر مردم ایران احترامی که برای ائمه اطهار قائلند به خاطر انتساب آنها به خاندان ساسانی است میبایست به همین دلیل برای خاندان اموی نیز احترام قائل باشند ، زیرا حتی کسانی که وجود دختری به نام شهربانو را برای یزدگرد انکار میکنند این مطلب را قبول کردهاند که در زمان ولید بن عبدالملک در یکی از جنگهای قتیبة بن مسلم ، یکی از نوادگان یزدگرد به نام " شاه آفرید " به اسارت افتاد و ولید بن عبدالملک شخصا با او ازدواج کرد و از او یزید بن ولید بن عبدالملک معروف به " یزید ناقص " متولد شد . پس یزید ناقص که خلیفهای اموی است نسبت به شاهان ایرانی میبرد و قطعا از طرف مادر شاهزاده ایرانی است . چرا ایرانیان برای ولید بن عبدالملک به عنوان داماد یزدگرد و برای یزید بن الولید به عنوان یک شاهزاده ایرانی ابراز احساسات نکردند ، اما فی المثل برای امام رضا علیه السلام به عنوان کسی که در ششمین پشت به یزدگرد میرسد ، این همه ابراز احساسات کرده و میکنند . اگر ایرانیان چنین احساسات به اصطلاح ملی میداشتند ، باید برای عبیدالله بن زیاد احترام فوق العادهای قائل باشند ، زیرا عبیدالله قطعا نیمه ایرانی است . زیاد پدر عبیدالله مرد مجهول النسبی است اما مرجانه مادر عبیدالله یک دختر ایرانی شیرازی است که در زمانی که زیاد والی فارس بود با او ازدواج کرد . چرا ایرانیان که به قول این آقایان آن اندازه احساسات ملی داشتهاند که ائمه اطهار را به واسطه انتسابشان به خاندان سلطنتی ایران به آن مقام رفیع بالا بردند ، عبیدالله زیاد نیمه ایرانی و مرجانه تمام ایرانی را این اندازه پست و منفور میشمارند ؟ ! . سابعا این مطلب آنگاه میتواند درست باشد که شیعه منحصر به ایرانی باشد و لااقل دسته اولی شیعه را ایرانی به وجود آورده باشد ، و از آنطرف هم عموم و لااقل اکثر ایرانیانی که مسلمان شدند مذهب شیعه را اختیار کرده باشند .