خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩
زرتشت دانست ، افسوس گذشته خوردن در آن روزگار بسیار رواج داشت به ویژه در میان شاعرانی که روحی حساس داشتند این اندوه گذشته معمول تر بود اما دیگر بازگشت به گذشته ناشدنی بود . زبان فارسی نوین یکی از زبانهای اسلامی همپایه عربی گشته بود . شک نیست که اکنون اسلام از تکیه بر زبان عربی بی نیاز گشته بود . دیگر اسلام دارای ملتهای بسیار و فرهنگی جهانی گشته بود و ایران در گرداندن فرهنگ اسلامی نقشی بزرگ داشت . مستر فرای در صفحه ٤٠٠ کتاب خود درباره ورود واژههای عربی به زبان فارسی و تأثیرات آن ، تحت " عنوان آغاز زندگی نوین ایران " چنین میگوید : در برخی فرهنگها زبان بیشتر از دین یا جامعه در ادامه یافتن یا بر جای ماندن آن فرهنگ اهمیت دارد . این اصل با فرهنگ ایران راست میآید ، زیرا که بی شک در پیوستگی زبان فارسی میانه ( فارسی عهد ساسانی ) و فارسی نوین ( فارسی دوره اسلامی ) نمی توان تردید روا داشت ، با اینهمه این دو یکی نیستند . بزرگترین فرق میان این دو زبان راه یافتن بسیاری از واژه های عربی است در فارسی نوین که این زبان را از نظر ادبیات نیرویی بخشیده و آنرا جهانگیر کرده است و این برتری را در زبان پهلوی نمی توان یافت . به راستی که عربی فارسی نوین را توانگر ساخت و آن را توانای پدید آوردن ادبیاتی شکوفان به ویژه در تهیه شعر ساخت . چنانکه شعر فارسی در پایان قرون وسطی به اوج زیبایی و لطف رسید . فارسی نوین راهی دیگر پیش گرفت که قافله سالار آن گروهی مسلمانان ایرانی بودند که در ادبیات عرب دست داشتند و نیز به زبان مادری خویش بسیار دلبسته بودند . فارسی نوین که با الفبای عربی نوشته میشد در سده نهم