خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
اگر احیاء زبان فارسی به خاطر مبارزه با اسلام یا عرب یا زبان عربی میبود مردم ایران به جای این همه کتاب لغت و دستور زبان و قواعد فصاحت و بلاغت برای زبان عربی ، کتابهای لغت و دستور زبان و قواعد بلاغت برای زبان فارسی مینوشتند ، و یا لااقل از ترویج و تأیید و اشاعه زبان عربی خودداری میکردند . ایرانیان نه توجه شان به زبان فارسی به عنوان ضدیت با اسلام یا عرب بود و نه زبان عربی را زبان بیگانه میدانستند ، آنها زبان عربی را زبان اسلام میدانستند نه زبان قوم عرب ، و چون اسلام را متعلق به همه میدانستند زبان عربی را نیز متعلق به خود و همه مسلمانان میدانستند . حقیقت اینست که اگر زبانهای دیگر از قبیل فارسی ، ترکی ، انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی زبان یک قوم و ملت است زبان عربی تنها زبان یک کتاب است . مثلا زبان فارسی زبانی است که تعلق دارد به یک قوم و یک ملت ، افرادی بیشمار در حیات و بقای آن سهیم بودهاند . هر یک از آنها به تنهایی اگر نبودند ، باز زبان فارسی در جهان بود . زبان فارسی زبان هیچکس و هیچ کتاب به تنهایی نیست نه زبان فردوسی است و نه زبان رودکی و نه نظامی و نه سعدی و نه مولوی و نه حافظ و نه هیچ کس دیگر ، زبان همه است ولی زبان عربی فقط زبان یک کتاب است به نام قرآن . قرآن تنها نگهدارنده و حافظ و عامل حیات و بقای این زبان است . تمام آثاری که به این زبان به وجود آمده در پرتو قرآن و به خاطر قرآن بوده است علوم دستوری که برای این زبان به وجود آمده به خاطر قرآن بوده است . کسانی که به این زبان خدمت کرده اند و کتاب نوشته اند به خاطر قرآن بوده است ، کتابهای فلسفی . عرفانی ، تاریخی ، طبی ، ریاضی ، حقوقی و غیره که به این زبان ترجمه یا تألیف شده فقط به خاطر قرآن است . پس حقا زبان عربی زبان یک کتاب است نه زبان یک قوم و یک ملت ، اگر افراد برجسته ای برای این زبان احترام بیشتری از زبان مادری