خدمات متقابل اسلام و ایران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
مسعودی در جلد اول مروج الذهب ، صفحه ٣٨٢ ، تحت عنوان " فی ذکر الاخبار عن بیوت النیران و غیرها " از آتشکده های زردشت یاد میکند از آنجمله از آتشکده ای در " دارابجرد " نام میبرد و میگوید در این تاریخ که سال ٣٣٢ هجری است آن آتشکده موجود است و مجوس آن اندازه که به آتش آن آتشکده احترام میگذارند و آنرا تعظیم و تقدیس میکنند آتش هیچ آتشکده دیگر را چنین تعظیم نمی کنند . اینها همه میرساند که چنانکه گفتیم ایرانیان تدریجا اسلام را پذیرفته اند و اسلام تدریجا و مخصوصا در دورهای استقلال سیاسی ایران بر کیش زرتشتی غلبه کرده است . عجیب اینست که زرتشتیان در صدر اسلام که دوره سیادت سیاسی عرب است آزادی و احترام بیشتری داشته اند از دوره های متأخرتر که خود ایرانیان حکومت را بدست گرفته اند هر اندازه که ایرانیان مسلمان میشدند اقلیت زردشتی وضع نامناسبتری پیدا میکرد و ایرانیان مسلمان از اعراب مسلمان تعصب بیشتری علیه زردشتیگری ابراز میداشتند و ظاهرا همین تعصبات ایرانیان تازه مسلمان سبب شد که عده ای از زرتشتیان از ایران به هند مهاجرت کردند و اقلیت پارسیان هند را تشکیل دادند . در اینجا بد نیست سخن مستر فرای نویسنده کتاب " میراث باستانی ایران " را از صفحه ٣٩٦ آن کتاب نقل کنیم ، او میگوید : از منابع اسلامی چنین بر میآید که استخر در فارس که یکی از دو کانون آئین زرتشتی در ایران ساسانی ( کانون دیگرش در شیز آذربایجان ) بود در روزگار اسلام نیز همچنان شکوفان ماند . اندک اندک شبکه آتشگاهها با کم شدن زرتشتیان رو به کاستی نهاد . با اینهمه بیشتر مردم فارس تا قرن دهم میلادی همچنان به آیین زرتشت وفادار ماندند و پس از آن تا روزگار کشورگشایی سلجوقیان در سده یازدهم