تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٢ - سوره القمر(٥٤) آيات ٢٠ تا ٢٩
خواهد كه بجهت اين دعوى كاذبه بر ما ترفع و تعظم كند حق سبحانه بجهت رد قول ايشان بر سبيل وعيد ميفرمايد كه سَيَعْلَمُونَ غَداً زود باشد كه بدانند فردا كه عذاب برايشان نازل شود يا در روز قيامة معلوم كنند كه مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ كيست دروغگوى خودپسند متكبر يعنى در خاتمه كار برايشان ظاهر شود كه كذاب اشر صالح است با ايشان كه مكذب اويند ذكر وقت عذاب بعنوان غد بجهت مبالغه است در تقريب آن هم چنان كه عادت جاريست بر آنكه گويند ان بعد اليوم غدا و اعاده مثل لفظ ايشان و عدم اكتفاء بضمير بجهت مبالغه است در توبيخ و تهديد القصه ثمود در تكذيب حضرت صالح (ع) توغل نمودند و بر سبيل تعنت از او طلب معجزه كردند و گفتند كه براى ما از اين سنگ بيرون آور شتر ماده آبستن ده ساله كه يك روز شرب تعلق باو داشته باشد و ما بعوض آن شير او را بياشاميم و آب آن روز را تصرف نكنيم و روز ديگر مخصوص بما باشد و ناقه را در آن حقى نباشد حق سبحانه از روى امتحان اين معجزه را بديشان نمود كما قال جل ذكره إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ بدرستى كه ما برانگيزاننده و بيرونآورنده شتر بوديم از سنگ بدان طريق كه از صالح در خواسته بودند فِتْنَةً لَهُمْ براى امتحان كردن مر ايشان را يعنى تا بر عالميان روشن شود كه ايشان بسبب آن ايمان مىآورند يا نه يا اينكه بندگان بدانند كه سبب عذاب ايشان از چه بوده و بعد از اخراج ناقه از سنگ بصالح خطاب فرمود كه فَارْتَقِبْهُمْ پس نگاهبان ايشان باش و ببين كه با ناقه چه ميكنند وَ اصْطَبِرْ و شكيبايى ورز برآزار ايشان نسبت بتو و تعجيل مكن بر عذاب ايشان پيش از وقتى كه مقرر شده است نزول آن وَ نَبِّئْهُمْ و آگاه كن ايشان را أَنَّ الْماءَ بآن كه آب چشمه قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ بخش كرده شده است ميان ايشان و ناقه يعنى روزى از ايشان و مواشى ايشان باشد و روزى ديگر مخصوص بناقه ايراد ضمير بصورت ذوى العقول با وجود رجوع آن بثمود و ناقه بجهت تغليب است كُلُّ شِرْبٍ هر نصيبى از آن آب مُحْتَضَرٌ حاضر گردانيده شده است نزد صاحب آن يعنى بايد كه هر كدام از ايشان و ناقه در روز نوبت خود حاضر شوند و آن را شرب نمايند و در نصيب يكديگر داخل نشوند و در روزى كه نوبت ناقه باشد بعوض آن چندان شير بايشان دهد كه در آن روز ايشان را از آب مستغنى گرداند پس ناقه روز نوبت خود بيامدى و جمله آب را بخوردى و عوض آن شير بايشان دادى و روز ديگر هيچ از آن نخوردى و آب را بايشان واگذاشتى و هيچكدام را از آن قسمت ضرر نرسيدى و گويند كه معنى آيه آنست كه ايشان در روز نوبت خود و در روز نوبت ناقه بآب