قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٩٦
«برخه» و «فرشم» و «ورشم» و «پرگاله» و «پارتار» گويند و به معنى اصطلاحى نجومى آن، در «جزء» (با همزه آخر) مذكور افتاد.
جزو تام ـ در اصطلاح اهل كيميا، كوچك ترين اجزاء جسم بسيط را گويند، چنانچه كوچك ترين اجزاء جسم مركّب را «جزو مركّب» نامند.
جزو فرد ـيا نقطه يا جوهر فرد; در اصطلاح فلاسفه حكمت طبيعى، اجزائى را گويند كه مبدأ تركيب تمامى اجسام و از غايت صغر غير قابل انقسام مى باشند به طورى كه نه عرضاً و نه طولاً و نه عمقاً قسمت پذير نباشد و جمعى بى شمار از فلاسفه به صدد تعداد اجزاى مذكوره آمده لكن تير مقصودشان به هدف برنخورده از نصف راه برگشته اند. عاقبت موسيو دپره فرانسوى حكم نمود بر اينكه در يك جزو از هزار جزو يك ميليمتر آب مربّع متجاوز از ٢٢٥مليون جزو فرد مى باشد، پس خودش از همين حكم منصرف بوده و مقدارى بسيار بر مقدار مذكور علاوه نمود.
جزو مركّب ---> جزو تامّ.
جزو لايتجزّى ـ همان جزو فرد[ر.م] است.
جزوى ـ (ر.ف) و به پارسى «پارتارى» و «برخى» و «فرشيمى» گويند.
جزيدن ـتغيير دادن و تبديل نمودن.
جزيراس ---> جزيره.
جزيره ـ (ر) قطعه خاكى و خشكى است كه از هر طرف آب بدان احاطه كرده باشد كه به پارسى «بيله» و «اداك» و«آداك» و«آب خو» و «آب خوست»گويند، به خلاف شبه جزيره كه آب آن را از هر طرف احاطه كرده مگر يك سمت آن كه به خشكى اتّصال دارد. و اگر چه جزيره بسيار و به نوشته بعضى متجاوز از بيست هزار مى باشد، لكن در صورت اطلاق مراد از آن جزيره خضرا مى باشد كه شهرى است شهير در جنوب شرقى اندلس كه به جهت لطافت محلّ از طرف عرب ها تأسيس يافته و بدين اسم، مسمّى گرديد و اهالى اسپانيا تحريفش كرده و جزيراس گويند و جزيرة الخضراء علاوه بر شهر مذكور، جزيره عظيمه اى است نيز در زمين زنگيان كه در آنجا دو پادشاه بوده و هريك طريقه اى على حده دارند.(عر)
جزيره اقور ـ مواضع مابين دجله و فرات كه به حصون و قلاع كثيره و بلاد جليله مشتمل و از اشهرِ بلاد آن ديار مصر و دياربكردر تركيه و حرّاندر تركيه و نصيبيندر تركيه و موصل مى باشد.
جزيره الماس ---> بحر الماس.
جزيرة الخضراء ---> جزيره.
جزيرة العرب ـ تحديد آن محل خلاف و به نوشته بعضى جغرافيين عثمانى، قطعه بزرگى است كه به بحر احمر درياى سرخ و بحر محيط هندى اقيانوس هند محدود و محاط و عبارت از نجد و تهامه و هجر و يمامه و احقاف و مهره و حضرموت و برّيه و يمن و عمّان و حجاز و عربستان بوده و اهالى آن در حوالى ١٢ مليان و مساحت سطحيّه اش ٣١٥٦٠٠٠ كيلومتر مربّع مى باشد و به نوشته آيينه جهان نما[ر.ض]، جزيرة العرب عين آسياى عثمانى است كه به ٦ ايالت منقسم گرديده ولى مقتضاى تحقيق آن است كه جزيرة العرب يكى از ايالات شش گانه آسياى عثمانى است، چنانچه در كشف القناع[ر.ض] گويد: ممالك وسيعه كه از دولت عثمانيّه در قطعه آسيا واقع است، به ٦ قسم مى باشد:
١. آناطولى يا آسياى صغرى.
٢. ارمنستان عثمانى.
٣. كردستان عثمانى.
٤. جزيره: كه مابين دجله و فرات است.
٥. عراق عرب.
٦. سوريّه و فلسطين: كه آن را برِّ شام گويند.
و شرح اجمالى هر يك از اين اقسام شش گانه در محلّ ترتيب طبيعى خود مذكور است.
جزيره فلفل; جزيره قرنفل; جزيره ملوك ---> سرانديب.
جزيه ـ (چو سركه) باج و خراج زمين و آن چيزى كه به