قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٣
تارما ـ تارمه[ر.م].(كى)
تارمار ـ رجوع به تركيبات «تار» شود.
تارمه ---> اوبا[ر.م].(كى)
تارنگ ـ (چو پابند) پيل پايه[ر.م].
تارو ـ گنه[ر.م].
تارون ـ تاران[ر.م].
تاره ـ تار و تارم[ر.م] و تغار و زبانه كَپان قَپان; نوعى ترازو.
تارى ـ مخفّف تارين[ر.م] و به تركى، نام خداى تعالى است.
تاريخ ـ (ر)كه به پارسى «روزمَه» و «سال مَه» و «باستان» و «كارنامه» گويند، علمى است مشهور كه در آن از وقايع ماضيه بُلدان و رسوم و عادات و صنايع و انساب و ترقيّات و تنزّلات طوايف بشريّه بحث و مذاكره مى نمايند. پس آنچه را كه داير باشد به وقايع ايّام مابين هبوط آدم(عليه السلام) و انقراض روماامپراتورى روم ـ كه در ٣٩٥ يا ٤٧٦ ميلادى است ـ «تاريخ قديم يا ازمنه قيمه يا قرون قديمه يا عتيقه» گويند و آنچه را كه داير به قضاياى مابين انقراض روما و فتح قسطنطنيّه استانبول ـ كه در ٨٥٨ هجرى وقوع يافته ـ مى باشد«تاريخ قرون وسطى» خوانند و يا اينكه تاريخ قرون وسطى عبارت از وقايع مابين انقراض روما و كشف امريكا است كه در ١٤٤١ ميلادى يا ٨٩٨ هجرى وقوع يافته و هرآنچه را كه از فتح قسطنطيّه يا كشف امريكا به اين طرف باشد، «تاريخ جديد و يا قرون جديده» نامند و به تقسيم ديگر، آنچه را كه از اقسام و انواع خصايص و طبايع مواليد ثلاثه[ر.م] بحث نمايد، «تاريخ طبيعى» گفته و هرآنچه را كه از اوضاع و حالات ملل و دول و روابط ايشان با يكديگر مذاكره كند، «تاريخ سياسى» خوانند. وبالجمله به جهت اهميّت مقام از طول كلام اعتذار نموده و به ذكر چند فائده مى پردازد:
فائده اوّل: چون تمامى عوالم علوى و سفلى حادث و مصنوع صانعى قادر بوده و عقول ناقصه بشريّه از ادراك مدّت فطرت آفرينش و آغاز خلقت، عاجز و ناتوان آمده و برهانى لايق به اعتماد در دست نداشتند، و لذا هريك از ارباب اين فن مقدار مدّت مابين خلقت عالم و ميلاد عيسى(عليه السلام) را به طورى ديگر ثبت اوراق نموده اند:
به قول كفايه: ١٨٣٣٧٨سال
به قول اُلُغ بيگ: ١٨٣١٠٢سال
به قول موّرخين: ١٨١١٣٦سال
فائده دويّم: در تعيين مدّت مابين هبوط آدم(عليه السلام) و طوفان نوح(عليه السلام) هم عقيده اصناف امم مختلف و هر كس به طورى ديگر نگاشته:
ناسخ التواريخ[ر.ض] موافق آنچه از ثقات موّرخين نقل كرده: ٢٢٤٢سال
يونانيان: ٢٢٦٢سال
سامريان: ١٣٠٧سال
علماى يهود: ١٦٥٠سال
واقدى: ١٠٠٠سال
بعضى ديگر: ٢٠٠٠سال
ابن عباس: ٢٥٣٠سال
فائده سيّم: مقدار مدّت مابين هبوط آدم(عليه السلام) و ميلاد مسيح(عليه السلام) هم معركه آرا و هريك از اهل فن به قولى قائل و غوطهور بحر خلاف بوده و ازآن رو كه برهانى لايق نداشتند، خود را به ساحلى نرسانيده اند:
ابن عباس: ٧٩٦٩سال
به قول آلفونيستلر: ٦٩٨٤سال
بعضى از مفسّرين: ٦٦٤٠سال
نيسافور استانبولى: ٥٧٠٠سال
بعض ديگر از مفسّرين: ٥٦٤٠سال
قاله مان اسكندرى: ٥٦٢٤سال
تئوفيل انطاكى: ٥٦١٥سال
ملك مؤيّد و كاتب چلبى: ٥٥٩٤سال
ناسخ التواريخ[ر.ض]: ٥٥٨٥سال
بعضى از اصحاب شرايع: ٥٥٥٠سال
يونانيان: ٥٣٩٠سال
منجّمين اوروپا: ٥٣٤٥سال
مورّخين عرب: ٥٣٢٨سال
جمهور مورّخين: ٤٩٦٣سال
آدون از اهالى ويانهوين: ٤٨٣٢سال
سامريان: ٤٣٠٥سال