قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤٩٠
ماهى مذكور نيز به هم مى رسد. و بالجمله بهواسطه اينكه كلام تحفه[ر.ض] و مخزن[ر.ض] در اين موضوع هم متضمّن پاره اى فوائد خارجه و اقسام ديگر مى باشد، از بسط مقال صرف نظر نموده و تمامى اقسام سريشم را به ترتيب حروف مى نگاريم:
سريشم اسب ر سريشم.
سريشم پاريس ر سريشم.
سريشم پنير ـ كه به عربى «غِرى الجبن» گويند، به فرموده مخزن الادويه[ر.ض]، آن است كه پنير تازه را ورقه هاى نازك بريده و بر روى سنگ مسطّحى آهك آب نديده نرم بپاشند و ورقه هاى پنير را كه به هم بچسبد، بر آن پهلوبه پهلو فرش كنند و بر آن اوراق باز آهك نرم بپاشند كه آنها را بپوشاند تا جمله اوراق فرش و لحاف شود. پس سنگ مسطّح سنگينى بر آن گذاشته و ده روز بگذارند در آفتاب تا دُهنيّت آن بالتمام گرفته شود، يعنى آهك جذب نمايد. پس با آب شسته به دستور فرش و لحاف از نمك ساييده كرده، يك هفته در زير سنگ بگذارند. پس شسته، سرخى و چربى كه داشته باشد رفع كنند و چون در آفتاب گذارند اگر از آن چربى ظاهر شود به آب و نمك و آهك بجوشانند تا به حدّى رسد كه اصلاً چربى در آن نماند و كمال آن در عدم چربى و سرخى است. پس مانند سرمه ساييده و در شيشه ضبط كرده و در وقت حاجت قدرى با آب سفيده تخم مرغ كه در شيشه خوب بر هم زده كف آن را گرفته باشند و قطرت آن را بر سنگ زيرين ريخته با سنگ بالا بمالند تا بر سنگ زيرين بچسبد. پس چند قطره آب آهك صاف بر آن بچكانند كه روان شود، اما بايد آن مقدار باشد كه چون چيزى را بر آن وصل كنند زود خشك شود. و از خواصش آن است كه هر چيزى را كه با آن وصل و الصاق نمايند، از آب و آتش جدا نگردد و از اسرار مكتومه شمرده اند و هم در مخزن[ر.ض] فرمايد كه سريشم پنير از صنايع غريبه و عجيب الفعل و غير از حكيم ميرمحمد مؤمن[ر.ض] ديگرى ذكر نكرده و آن را «جوهرالصنايع» نامند.
سريشم پوست ـ كه به فرموده پزشگى نامه[ر.ض]، «سريشم پاريس» و «سريشم ژيوه» و «سرشيم قوى» نيز گفته و به عربى «غِرى الجلود» نامند، موافق نوشته تحفه[ر.ض] و مخزن[ر.ض] علاوه بر آنچه از پزشگى نامه[ر.ض] نقل نموديم، سريشمى است كه از پوست حيوانات سازند بدين روش كه آن را مكرّر در آب مى جوشانند تا مُهَرّا نيك پخته گردد. پس مى گذارند تا دُردى ناخالصى آن ته نشين شده و صاف گردد و همچنين عمل را تكرار كرده و بازهم طبخ مى دهند تا به حدى كه جرم دردى آن از آب متميّز نگردد. پس آن مقدار طبخ مى نمايند كه غليظ گردد و در آفتاب چندان بگذارند و بر هم زنند تا به حد انعقاد رسد. پس قلم ها بريده و خشكانيده و عندالحاجة هر مقدارى كه خواهند در آب گرم بر آتش طبخ مى نمايند تا گداخته گردد. پس جلود و اخشاب و غيرها را گرماگرم بدان شَدّ استوار بستن و وصل نمايند و بهترين آن معمول از پوست گاو است كه صافى باشد و از آن بهتر آنچه از پى سازند.
سريشم پى ر سريشم پوست.
سريشم خالص ر سريشم.
سريشم ژيوه ـ سريشم پوست[ر.م] است.
سريشم سفيد ر سريشم.
سريشم سياه; سريشم قوى ـ سريشم پوست]ر.م [است.
سريشم ماهى ـ كه به عربى «غِرى السّمك» و به فرانسه «ايكتيوكول» گويند، رطوبتى است منجمد شبيه به پيه كه در شكم نوعى ماهى بينى دراز و ساير ماهى هاى غضروفى به هم مى رسد و رجوع به ترجمه خود «سريشم» هم نمايند.
سريشم نباتى ـ به نوشته پزشگى نامه[ر.ض]، جسم مخصوصى است بى طعم و خاكسترى رنگ و داراى بوى منى و تازه آن چسبنده و خشكيده آن شكننده مى گردد.