قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤٤٧
آن كوچك تر از برگ كاسنى صحرايى و با اندك حدّت و تلخى و گلش سفيد باريك است و در تحفه[ر.ض] گويد: برگش شبيه به اسبناخاسفناج و با اندك تندى و تلخى و به قدر شِبرىوجب و ساقش باريك و گلش ريزه و سفيد و تخمش در غلافى به قدر نخود و در هر غلافى از چهار عدد بسيار و شبيه به خردل است و تركيبات آن مانند تركيبات «سبز» است.
سبزى ـ (چو مستى) صراحىظرف شراب و طراوت و خرّمى و سبزه خوردنى و هر چيز منسوب به سبز.
سبس ـ (چو شتر و سَبُك) مخفّف سبوس.
سِبِست ـ سپستان [ر.م].(سه)
سِبِستان ـ سپستان[ر.م].
سبسيان ـ (ل) آزاددرخت[ر.م].
سبط ـ (چو قلب و نمد) موى فروهشته و فروهشتن مو و (چو هند) ولدِ ولد و طايفه و قبيله و بالخصوص نام مخصوص دوازده قبيله از بنى اسرائيل است كه مجموع ايشان را اسباط گويند. طريحى]در مجمع البحرين[ گويد: طوايف اولاد اسماعيل را قبائل گفته و اقوام بنى اسرائيل را هم كه انبياى بسيارى از ايشان مبعوث گرديده، اسباط نامند تا در ميان دو سلسله امتياز شود.
سبطى ـ (چو هندى) منسوب به سبط[ر.م] و بالخصوص قوم موسى(عليه السلام) است.
سبعه ـ (ر) به عربى، عدد هفت و در اصطلاح جغرافيايى، نام بلوكى است از توابع لار، هوايش حارّ و آبش ناسازگار و مردمانش شيعه مذهب مى باشند.
سبعه سيّاره ر سيّارات.
سبعه منحوسه ـ كه مصطلح منجّمين است، به نوشته ملامظفّراز منجمين قرن ١١ق، هفت كوكب نحسند كه اهل احكام آنها را توهّم كرده و متحرك به حركت معكوس مى دانند و بعضى اين كواكب را در تحت فلك قمر و در كره آتشبه عقيده قدما كره اى از آتش فوق كره زمين پنداشته و آنها را خلفا و نوّاب سبعه سيّاره دانسته و ازاين رو «ثوانى نجوم» نيز گويند و اسامى آنها موافق لوحه ذيل:
|
سبعه منحوسه |