قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٦٥
و غيره به چندين قسم مقسوم مى باشد كه شرح اجمالى آن موافق فرموده تحفه[ر.ض] و مخزن[ر.ض] و پزشگى نامه]ر.ض [ثبت اوراق مى گردد: به اتفاق هر سه و ساير كتاب هاى موجوده در نزد حقير، ريوند عبارت از بيخ ريباس و به فرموده مخزن[ر.ض]، در كوه هاى چين و خطا نواحى شمالى و شمال غربى چين و تبّت و تركستاننواحى ترك نشين آسياى مركزى و خراسان و بعضى از بلاد هند به هم رسد و آنچه از بيخ مذكور قريب به ظاهر زمين و بعد از حفر، تاريك و سياه رنگ ظاهر مى گردد، غير متشابه به ريوند بوده و از آن ريشه ها به اطراف مى رود و چون دو سه ذرع ديگر بكارند بر سر آن ريشه ها گره هايى به شكل شلغم بزرگ و كوچك برمى آيد و ريوند عبارت از آنها است و بهترين همه چينى و خطايى و تبّتى كه به «لحمى» نيز موسوم، و قطعه هاى آن بزرگ شبيه به سمّ اسب و رنگ آن سرخ مايل به تيرگى و زردى و تندبو و سنگين و در خاييدن به دشوارى نرم گرديده و لزج باشد و خاييده آن رنگ زرد داده و موضع شكستن آن زرد اندك مايل به تيرگى باشد و اين قسم مستعمل اطبّا و قوّت آن تا يك سال باقى بوده، پس رو به ضعف نموده و كهنه دوساله آن مضرّ و ماميران[ر.م] حافظ قوّت آن است كه با آن نگه دارند و در تحفه[ر.ض] گويد كه بعد از آن قسم تركى زعفرانى رنگ كم بو و بعد از آن خراسانى و زبون ترين آن زنجى سياه صلب برّاق است و در مخزن[ر.ض] گويد: زنجى گفتن به جهت سياهى رنگ آن است نه اينكه منبت محل روييدن آن زنجزنگبار است و هكذا آنچه معروف به «تركى» و «فارسى» است، نه از آن راه است كه منبتش اين بلاد است بلكه از آن جهت است كه بدان بلاد آورده و از آنجا به بلاد ديگر حمل نمايند. پس گويد: يك صنفى ديگر هم هست كه از عمّان آورده و «ريوند شامى» نامند و اين قسم، عروق طولانى به غلظت انگشتى و قوى تر از آن نيز داشته و موضع كسر آن صاف و ظاهر آن زرد آميخته به كبودى مى باشد و اين مشهور به «ريوند دوابّ» است براى آنكه بيطرها دام پزشك ها آن را در امراض كبد دوّاب استعمال مى نمايند و در پزشگى نامه]ر.ض [فرمايد: ريوند ـ كه به عربى«راوند» و به فرانسه «روبارب» و به لاتينى «راديكس رئى» گويند ـ در تجارت چند قسم از آن متداول مى باشد:
١. ريوند مسكو: به شكل قطعات غير منظمى است كه رنگ آنها زرد تيره و بوى آنها مهوّع و طعمشان تلخ و قابض و بزاق را به شدّت مانند زردى زعفران رنگين مى كنند و چون آنها را بخايند در زير دندان صدا مى نمايند و اين قسم ـ كه گران بهاتر از ساير اقسام است ـ در تاتارستان چين بوده و از آنجا به سيبر حمل مى كنند.
٢. ريوند چينى: به شكل پارچه هايى است مدوّر و رنگ آنها زرد چركين و طعمشان تلخى مخصوصى داشته و در زير دندان به شدّت صدا مى كنند.
٣. ريوند ايرانى يا ريوند مسطّح: كه رنگ آن كدر و نسج آن مستحكم و اين قسم را از تبّت از راه روس و يا هند به فرنگ مى برند و به شكل قطعات مستطيلى مى باشد كه از يك طرف مسطّح و از طرف ديگر محدّب و خيلى گران بها است.
٤. ريوند فرانسه: به شكل پارچه هاى قرمزرنگى است كه داراى خال هاى چندند و به عسرت بزاق را به رنگ زرد رنگين مى كند و در زير دندان چندان صدا نمى نمايد و اين قسم پست ترين اقسام است.
ريوند ايرانى; ريوند تركى; ريوند چينى; ريوند خراسانى; ريوند دوابّ; ريوند زنجى ; ريوند شامى ; ريوند فارسى; ريوند فرانسه; ريوند لحمى; ريوند مسطّح; ريوند مُسكو ـ در همه اين تركيبات دوازده گانه رجوع به ترجمه خود «ريوند» نمايند.
ريونديّه ---> هريريّه.
ريونيز ـ (چو پيش خيز) نام پسر كيكاوسدوّمين پادشاه كيانى كه داماد طوسپهلوان ايرانى شاهنامه بوده و در جنگ پشن[ر.م] به دست فرود پسر سياوش يا برادران پيران ويسهمشاور و سپهسالار افراسياب كشته شد.
ريوه ـ (چو جيوه) ريو[ر.م] و گريوه[ر.م] و در انجمن آراى ناصرى[ر.ض] معنى گريوه را تخطئه كرده و فرموده كه لفظ ريوه عربى و خودش هم با باى ابجدى و به معنى تلّ خاك