قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤٣٥
سال هشتم دو روز و در سال شانزدهم چهار روز و هكذا در صد سال ٢٥ روز و تخميناً يك ماه و بعد از سيصد سال سه ماه اخلاف ما در عقب مانده و اوّل زمستان بايد اوّل بهار آنها بشود و حال آنكه از نقص حساب ما فصول اربعه مقدّرى تغيير نيابد و بعد از ٧٠٠ سال همه احكام تقويم از قبيل اعياد و فصول اربعه و غيرها برعكس شده و اختلاف بزرگ توبرتو در عمل نظام عالم تمدّن واقع گردد. پس معلوم شد كه اين رُبع محقّر چقدر معنى دارد و تطبيق سال عوامى با سال حقيقى يكى از امور حتميّه ما است كه بايد هميشه داشته باشيم. يول قيصر در ٤٦ مقدّم ميلادى به جهت رفع همين اشتباه و تطبيق سال عوامى و سال نجومى از منجّم معروف يونان، سوزيژن، خواهش نمود كه قاعده اى در اين باب ترتيب دهد. سوزيژن تكليف نمود كه ربع تفاوت هر سال را در هر ٤ سال يك روز حساب نموده و به آخر ماه آن سال بيفزايند يعنى ٣ سال ٣٦٥ و سال چهارم را هميشه ٣٦٦ حساب نمايند. پس با اين وسيله سهل و ساده تطبيق منظورى قيصر به عمل آمد و چون اوّل سال روميان تحويل آفتاب به حمل بود و ماه فوريه يا فورال ماه دوازدهم آنها مى شد، همان روز يكشنبه را «كبيسه» نام داده و به آخر فورال اضافه نمودند، يعنى فورال را ٣ سال و ٢٨ روز حساب كرده و در سال چهارم ٢٩ روز مى گرفتند و همين قاعده تا اكنون نيز به اسم «قاعده قديم قيصرى» در روسيّه معمول است.
تدقيقٌ عميقٌ: تطبيق سال عوامى و سال نجومى به طورى كه نگارش يافت، تقريبى است نه تحقيقى زيراكه تفاوت آنها شش ساعت درست نيست بلكه تفاوت درست به حسب زيج الغ بيگى[ر.م]، ٨ ساعت و ٢٥دقيقه و به حسب زيج جديد محمدشاهى، ٥ ساعت و ٤٩ دقيقه و به نوشته بعضى از ارباب هيئت جديده، ٥ ساعت و ٤٨ دقيقه و ٤٨ ثانيه است يعنى از ربع شبانه روزى ـ كه ٦ ساعت است ـ ١١ دقيقه و ١٢ ثانيه كم است، به اين معنى كه زمين به دور آفتاب در ٣٦٥ روز و ٥ ساعت و ٤٨ دقيقه و ٤٨ ثانيه گرديده و يا آفتاب از اوّل حَمَل تا آخر حوت]ر.م [در اين مدت سير بروج ١٢گانه را تمام مى كند. پس اگرچه يول قيصر در ٤ سال يك روز علاوه نمود، بازهم تطبيق صحيح حاصل نشد زيراكه ما در اين صورت ١١ دقيقه و ١٢ ثانيه پيش مى افتيم و اين دقايق لايُعتنى در ١٢٨ سال يك روز شده و در ١٢٨٠سال به ده روز بالغ مى باشد و اين بود كه پاپ گريگوار سيزدهم[١٥٠٢ـ ١٥٨٥م ] خواست كه اصلاح صحيحى در اين حساب بگذارد و به منجّمين عصر خود تكليف نمود كه قرارى بگذارند كه در آتيه مورث اختلاف نشده و سال عوامى و حقيقى هماره مطابق همديگر باشند. منجّمين گفتند: اوّل بايد آن ١٠ روز تفاوت را كه از عهد يول قيصر گذشته، يك دفعه به روى اين سال ١٥٢٨ علاوه نمايند، بعد از آن در ايّام آينده در ٤٠٠ سال سه بار يعنى از مأه اوّل و دويّم و سيّم روز كبيسه را انداخته و مأه چهارم را كبيسه گيرند و پاپ هم اين تكليف را قبول كرده و به اجراى آن امر فرمود و در اين صورت سال هاى ١٧٥٥ و ١٨٥٥ و ١٩٥٥ كه با قاعده قديم بايست كبيسه باشد يعنى ٣٦٦ روز داشته باشد، با حساب گريگورى جديد ٣٦٥ روز خواهد داشت و اين قاعده مكمّل را «قاعده جديد گريگورى» يا «قاعده گريگورى» گويند و براى دانستن كبيسه و ساده بودن سال قاعده بسيار سهلى گذاشته اند كه بهواسطه آن مى توانى بدانى كه سال مأمول، ساده است يا كبيسه و آن چنان است كه ارقام هندسى سال را به چهار قسمت بكن، اگر تتمّه ماند سال ساده است و اگر نماند كبيسه است، مثلاً ١٨٨٨ ميلادى كه بدون كسر قابل قسمت بر چهار است، كبيسه است ليكن هريك از سال هاى ١٨٨٩ و ١٨٩٠ و ١٨٩١ كه در وقت تقسيم آنها به چهار كسرى دارند، سال ساده اند به خلاف ١٨٩٢ كه بى تتمّه به چهار قسمت مى شود و كبيسه است. و همچنين براى دانستن كبيسه يا ساده بودن سال هاى مآت نيز ـ كه در تفصيل تصحيح گريگورى مذكور افتاد ـ قاعده سهلى وضع كرده اند بدين روش كه از ارقام هندسى سال هاى مأه اوّل دو عدد بايد انداخت، بعد هرچه بماند به چهار قسمت نمود. اگر بى تتمّه است، كبيسه است و اگر تتمّه دارد، ساده است مثلاً سال ١٨٠٠ كبيسه نيست زيرا بعد از حذف دو صفر، ١٨ ماند كه قابل قسمت به چهار