قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٧٣
و ثبت سهام مستعمله در زايجه هاى ديگر غير زايجه سال متعارف نيست و اگر خواهند كه زايجه مدوّر را بدين شكل كشيده و به سيزده قسمت نمايند و دو دايره بزرگ و كوچك در توى يكديگر رسم كرده و ميان دايره كوچك را خالى گذاشته و جزو اجتماع يا استقبال و يا رقم تحويل آفتاب به بروج را در آنجا نگاشته و دايره بزرگ را كه محيط بدان است بهواسطه دوازده خط به دوازده خانه تقسيم و مراكز بيوت و مواضع كواكب سبعه را در نهايت ثبت نمايند:
زايچه ـ همان زايجه[ر.م] است كه در بعضى جاها با جيم پارسى نوشته اند.
زايده ---> معن.(عر)
زايرچه ---> زايجه.
زايش ـ (چو غايب) زاييدن و اسم مصدر آن.
زايل ـ (ر.ف).(عر)
زايل الوتد ـ كه مصطلح علم احكام نجوم است، در تحت عنوان «زايجه» مذكور شد.
زاينده ـ اسم فاعل از زاييدن.
زاينده رود ـ زنده رود[ر.م] است و رجوع به «نسخ» هم شود.
زاييدن ـحاصل شدن و به عمل آمدن و افزون گرديدن و به ظهور آمدن بچه و فرزند از شكم مادر.
آيين دويّم