قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٧٨
١٦/١ برابر شتاب گرانش سطحى زمين و سرعت گريز از مركز آن ٣٦ كيلومتر بر ثانيه است.
٩. دوره تناوب حركت وضعى: اين دوره تناوب بسيار سريع است، يعنى در استواء ١٠ ساعت و ١٤دقيقه و ٢٤ ثانيه و در عرض هاى بالاتر ١٠ ساعت و ٣٨ دقيقه است. علت اختلاف چرخش زحل در اين است كه جرم آن همچون برجيس بيشتر از گاز ئيدرژن است.
١٠. حلقه ها: پيرامون زحل را حلقه هايى مركب از ئيدرژن و هليوم فرا گرفته و بخش هاى درونى آن عمدتاً از ئيدرژن مايع است. حلقه هاى چهارگانه داراى نور و روشنايى متفاوت بوده و درست در صفحه استواى اين سيّاره قرار دارند.
١١. دما: دماى كيوان در سطح ابرها منهاى يك صد و شصت(١٦٠ـ) درجه سانتى گراد و نسبت بازتاب نور دريافتى آن به فضا ٣٣% است.
١٢. ميدان مغناطيسى: كيوان داراى يك ميدان مغناطيسى هزار بار بيشتر از زمين و ٢٠ بار ضعيف تر از مشترى (برجيس) است.
١٣. اقمار: كيوان داراى قمرهاى فراوانى است كه تاكنون نزديك به سى عدد(٣٠) آن شناخته شده است. بزرگ ترين قمرهاى زحل به نام تيتان(TITAN)با قطر٤٢٠٠ كيلومتر مى باشد. برخى ديگر از قمرهاى عمده كيوان عبارتند از: ديون، تتيس، مى ماس، انسلادوس، هيپرون، ياپتوس و فى بى. حركت اين اقمار از مغرب به مشرق به دور سيّاره مادر است. تنها فى بى حركت رجعى (معكوس) دارد و قطر آن ١٦٠ كيلومتر و فاصله آن تا زحل ١٣ ميليون كيلومتر و دوره تناوب قهقرايى آن ٥٥٠ روز و ٨ ساعت و ٥ دقيقه است.
١٤. احكام زحل: پيشينيان از احكاميان نجوم، كيوان را سيّاره اى نحس مى پنداشتند اما اسلام اين عقيده را باطل دانست، چنان كه امام صادق(عليه السلام) از دانشمند منجّم يمن پرسيد:«فما زحل عندكم من النّجوم؟» فقال اليمانى: «نجم نحس». فقال ابوعبدالله: «لاتقل هذا. فانّه نجم أميرالمؤمنين و هو نجم الأوصياء وهو النجم الثاقب الذى قال الله فى كتابه: (النجمُ الثّاقب) (تفسير نورالثقلين، ذيل طارق:٣)«شأن زحل نزد شما چگونه است؟ در پاسخ گفت: «ستاره اى نحس است». امام صادق(عليه السلام) فرمود: «اين عقيده باطل است زيرا اين سيّاره كوكب اميرالمؤمنين و ساير اوصياست، اين همان كوكب ثاقب است كه خداوند در قرآن فرمود:(النجمُ الثّاقب)»[.
زحمت ـ (ر.ف) و به پارسى«آسيب» و «رنج»گويند. (عر)
زحير ـ (چو امير) آواز و دم زدن به ناله و اسهال با شدّت شكم و آزارى است در شكم كه خون از آن جارى سازد و سانجو[ر.م] و پيچ و تاب آن را نيز گويند و در بحرالجواهر[ر.ض] از صاحب ذخيره[ر.ض] نقل كرده كه زحير با خون باشد و بى خون، حق مى باشد و باطل و فرق ميان اين دو آن است كه در باطل گرانى در شكم و در پشت مى باشد و آرزوى طعام كم شود، پيش از اين مرض چيزهاى خشك خورده باشد به خلاف حق و سبب زحير حق ورم كرم باشد در روده مستقيم يا خلط صفراوى يا بلغم شور يا آنكه بسيار نشسته باشد بر زمين محكم.
آيين هفتم