قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢١١
تخت جمشيد نوشته اند كه در ١٨٦٧ميلادى حكيمى اِسپيكلنامفردريش فون اشپيگل; ١٨٢٠ ـ ١٩٠٥م از اهالى جرمن همّت خود را برگماشت كه خط ميخى را خوانده و از آن زبان باخبر گردد. پس در بسيارى از معموره عالم سياحت كرده و از هركسى كه از زبان هاى قديم اطلاعى داشت اكتساب لغات نموده و زبان سانسكريت را ـ كه از همه زبان ها قديم تر است ـ نيكو دريافت و در اثناى تحصيل زبان هاى مختلفه اوراقى از پوست در ملك يونان به دست آورد كه بر آنها خط ميخى مرسوم و در زير هر سطرى ترجمه آن با خط پهلوى مرقوم بود. پس به مدد همان ترجمه حروف مفرده خط ميخى را دريافته و به يارى زبان هاى ديگر كه با زبان آريا هم شاخه بودند، از كلمات مفرده و مركبه آن آگاهى يافته، رفته رفته در خواندن همين خط مسلّط گرديده، پس به فارس آمده و به خطوط منقوشه بر احجار مراجعه كرده و خط هاى تخت جمشيد و نقش رجب و نقش رستم را ترجمه كرده، به وطن خود برمى گردد و آن ترجمه ها را در كتابى مدوّن مى سازد. بارى، چنانچه اشاره نموديم، در زمان اردشير بابكاننخستين پادشاه ساسانى در قرن ٣م همين خط متروك و خط پهلوى رواج يافت.
خط هيروگليفى ـ ]يك نوع خط بوده كه به جاى نوشتن نام اشياء شكل آنها را مى كشيدند. اين خط در بين كاهنان مصرى براى نوشتن مطالب مذهبى متداول بوده است(لغت نامه دهخدا)[.
خط يونانى ـ به ترتيب الف ب اين است:
و بعضى بدين طور نوشته اند، نيز به ترتيب الف ب:
خطا ـ (چو دعا) به عربى، جمع خطوه به معنى قدم و هم نام موضعى است مابين شام و كوفه و (چو قضا) رجوع به «ختا» شود و هم به معنى معروف كه مرادف سهو و غلط بوده و به پارسى «لغزش» و «شخش» و «آهو» و «بزه» گويند.
خطاب ـ (چو كتاب) برگردانيدن كلام است به سوى ديگرى به جهت فهمانيدن مضمون آن و كلام همچنانى را نيز گويند و (چو شدّاد) مبالغه كننده در خطبه و به «خطّابيّه» هم رجوع شود.
خطّابيّه ـ از شعب شيعه و يكى از ٧٣ فرقه امت مرحومه كه بهشت وجهنم را نعمت و مشقّت همين دنيا پنداشته و دنيا را باقى و ابدى انگاشته و هريك از آحاد مؤمنين را مظهر وحى دانسته و فرايض دينيّه را ترك كرده و محرّمات اسلاميه را مباح دانسته و ائمه(عليهم السلام) را اعظم از انبيا و خداى تعالى انگارند و رئيس اين فرقه ابوالخطاب محمد زينة اسدى به حضور مبارك جعفر ابن محمد ـ صلوات الله عليهما ـ تردد مى كرده، عاقبت به جهت فساد عقيدت مطرود و از طرف قرين الشرف از الفت اصحاب او قدغن اكيد صادر گرديد و بعد از وفات آن حضرت امامت را به خود تخصيص داده و بالاخره اعدامش نمودند. احمدرفعت عثمانى[ر.ض] در كتاب خود همچنين نوشته و در مجمع البحرين[ر.ض] گويد كه خطّابيّه طايفه اى است منسوب به خطاب محمد ابن وهب اسدى كه شهادت دروغ كردن بر ضرر كسى را كه با ايشان مخالف بوده و بر صدق مدعاى خود ذكر قسم نمايد، شعار ديانت خود دانند و بعيد نيست كه اين دو ترجمه مخالف يكديگر نبوده و در