قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣١١
مطلب در موضع خويش خواهد آمد و سالكان سلسله ذهبيّه به جز در كشور فارس جاى ديگر به نظر نيامده و اكنون سال ها است كه صاحب ارشاد در آن سلسله مفقود بلكه اهل ادراك و كسى كه معامله اش پاك بوده باشد همانا وجود ندارد و كسانى كه در آن سلسله معروف و به درويش موصوفند، از آبا و اجداد خويش به طريق ارث دارند و طريقت را مانند رسوم و عادات اهل ظاهر پندارند و آيه (وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمَا لَمْ يَفْعَلُوا)(آل عمران، ١٨٨) بر ايشان صادق و مضمون (أَتَأْمُرونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَونَ أَنفُسَكُمْ)(بقره، ٤٤) بر ايشان لايق است. انتهى.
مع القصّه چون از شرح اجمالى سلسله ذهبيّه و وجه تسميه آن فراغت آمد، به ذكر پاره اى آداب و مزايا و خصوصيات منسلكين اين سلسله مى پردازيم: پرويزخان سلماسى ـ كه در عهد ما نايب پير و نماينده مرشد كل اين سلسله بوده و در آن حوالى مرجع ادانى و اعالى بود ـ در جواهرالكلام [ر.ض خود كه در آداب و اسلوب سلوك در طريقه ذهبيّه تأليف نموده، گويد كه نقطه مركزى طريقت غرّا كه پرگار سلوك به دور آن مى گردد، سعى بليغ در به جا آوردن واجبات و مستحبّات و اجتناب نمودن از محرّمات و مكروهات شريعت بوده و هريك از شريعت و طريقت مستلزم يكديگر و اوّلى بدون دويّمى وسوسه و دويّمى بدون اوّلى زندقهباطناً كافر بودن و تظاهر به ايمان كردن ] بوده و اصل همه اعمال و افعال مستحبّه در طريقت و مستحسنه در شريعت كه در حقيقت قفل كليد غفلت است، عبارت از اصول خمسه قلّت طعام و قلّت كلام و قلّت منام و ذكر دائمى و عزلت از مردمان بوده و ساير آداب مرضيّه و اطوار خيريّه ناشى از اين اصول خمسه مى باشند:
«جوع و صُمت و سَهَر و عزلت و ذكر به دوام *** در توفيق گشايد به رخ جمله اَنام»
تا آنجا كه گويد: هر كسى كه از جهت ازدياد معرفت با يقين كامل و صدق نيّت خود را بسته به سلسله طريقت نمود، او را لازم است عمل بر آداب و قواعدى كه در ضمن ١٤ جمله بيان خواهد شد:
١. آموختن مسائل فروع و آداب لازمه شرع مقدّس و عمل نمودن به آنها است از روى تقليد مجتهد حىّ و حاضر و جامع الشرايط كه پير و مرشد و بزرگ اين سلسله ذهبيّه او را تصديق كرده باشد.
٢. مواظبت نمودن است در اكثر اوقات به زبرمكاتيب و دفاتر و كتب و صحايف بزرگان سلسله ذهبيّه باصفا كه مسمّى به اوليا و عرفا مى باشند.
٣. ترك نكردن اذكار صبح و شام به هر طور و هر عدد و هر وقتى كه از طرف مرشد و يا نايب او دستورالعمل داده شده كه اگر تخلّف نموده و زياده و كمى نموده باشد مثمر ثمر نبوده و به مقصود نايل نخواهد شد.
٤. مداومت كردن به روزه به طورى كه مرشد و يا نايب او در حق هريك از بستگان سلسله ذهبيّه به فراخور حال ايشان اجازه داده باشد; در بعضى سه ماهه مشروعه رجب و شعبان و رمضان و در بعضى اربعين موسوى از غرّه اوّل ماه ذيقعده تا دهم ذيحجه و در بعضى اربعين حسينى از ١١ محرّم تا ٢١ صفر و هكذا ايام پنجشنبه ساليانه و اوّل و آخر و وسط هر ماه و غير اينها از ساير روزه هاى مندوبه، هركدام كه از طرف مرشد و يا نايب او معيّن شد، بايد سالك معمول دارد.
٥. تغيير ندادن عاديات خود از لباس و كسب و قضاوت و تجارت.
٦. تخلّق به اخلاق حميده و تباعد از صفات ذميمه و منهيات شرعيه به طورى كه در كتب فقه و اخلاق مشروحاً نگارش يافته.
٧. مجاهده نفس و ترك لذايذ و شهوات براى افتتاح عين بصيرت و رؤيت آيات انفسيّه و آفاقيّه حضرت حق به حسب اجازه مرشد يا نايب او.
٨. عرض و اظهار واقعات و نمايشاتى است كه در خواب يا در ميان بيدارى و خواب و در اثناى ذكر از براى سالك رخ نموده باشد به محضر پير و يا نايب او، حضوراً يا كتباً.
٩. تولّى و تبرّى، كه سالك بايد از منكرين و منافقين احتراز كرده و به مجالست برادران باصدق و يقين خود