قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤٠٠
جبال را ـ كه به لسان ادله دينيّه نسبت بر زمين از قبيل اوتاد مى باشند ـ ملاحظه كن كه آيا داخلى كدام يك از دو قسم مذكور مى باشد. انصاف شاهد عادل است بر اينكه آنها نسبت بر زمين از قبيل وتد داخلى مى باشند كه حضرت قادر مطلق آنها را در آن نصب كرده، محض به جهت اينكه اجزاى آن را به همديگر مربوط كرده و از تفرق و انفصال محفوظ مانند و به جهت آن نيستند كه زمين را از سير و حركت نگه دارد زيرا اگر چنين بودى بايستى به چيزى ديگر غير از خود زمين منصوب بودندى. پس آنچه از ادله دينيّه به وتد بودن جبال دلالت دارند، اصلاً دخل به سكون زمين ندارند بلكه با وجهى جميل مشعر به تحرك آن مى باشند زيراكه زمين به عقيده قدما، مركزالمراكز و وسط حقيقى عالم جسمانى بوده و انتقال مركز از محل خود از جمله محالات مى باشد. پس اصلاً محتاج به ميخ و وتد نبودى و نصب اوتادى كه آن را از حركت باز دارد عبث بودى و اما بنا به تحرك زمين گزيرى از صخور و تلال و قلل و جبال نيست زيراكه اگر خاك محض و يا گل خالص و مانند آنها شده و از تلال و جبال خالى و عارى بودى، لابد با آن شدت حركت و سرعت سير كه در هر دقيقه زياده از چهار فرسخ به حركت يوميّه و در هر ثانيه زياده از آن مقدار با حركت سنويّه متحرك مى باشد، معرض تفرق و تفسّخ بوده و اجزاى آن از هم پاشيده شدى، به خلاف اينكه تمامى اجزاى آن بهواسطه اوتاد داخلى به همديگر مربوط و متصل باشند كه در اين صورت از حدوث تفرق و انفصال محفوظ ماند. پس فايده جبال آن است كه نسبت به زمين وتد داخلى بوده و در حين سرعت سير از تفرق و انفصالش نگه دارد، مانند اوتاد در و پنجره و امثال آنها كه فقط از براى حفظ اجزاى آنها از انفصال بوده و به هيچوجه ربط به حركت و سكون آنها ندارند و سيّد شهرستانى[ر.ض] پاره اى خطب نهج البلاغه را هم شاهد مدعا گرفته كه از نقل آنها اعتذار مى نمايد.
]تبصره محقّق: زمين(Earth)
١. شكل زمين: زمين به كره اى ماند كه اندكى در ناحيه قطب ها پخت(=شلغمى) است، ازاين رو قطب قطبى زمين ٤٠ كيلومتر كمتر از قطر آن در خط استوا است، بنابراين هر جسمى كه در قطب ها باشد به مركز زمين نزديك تر و در نتيجه وزن آن بيشتر است، تفاوت وزن از استوا تا قطب در حدود نيم درصد است.
ليكن اطلاعاتى كه امروزه از ماهواره هاى مصنوعى به دست آمده حاكى از آن است كه شكل زمين اندكى به گلابى شباهت دارد، يعنى قطب جنوب آن اندكى فرورفته و قطب شمالى اندكى برآمده است.
٢. اندازه زمين: اندازه گيرى هاى مستقيم نشان داده اند كه بنا بر كرويّت فاصله متوسط بين دو نقطه به فاصله يك درجه(ْ١) در عرض هاى جغرافيايى برابر با ١١١ كيلومتر است، بنابراين محيط زمين ٣٩٩٦٠=٣٦٠×١١١ كيلومتر و شعاع آن برابر ٦٤٠٠ كيلومتر است.
٣. فاصله از خورشيد: فاصله زمين از خورشيد ٠٠٠،٦٥٠،١٤٩كيلومتر است.
٤. سرعت مدارى: زمين با سرعتى برابر با ٣٠ كيلومتر در ثانيه در مدار خود پيش مى رود.
٥. مساحت: زمين مساحتى (سطح جانبى) برابر با ٥٠٠ ميليون كيلومتر مربع دارد.
٦. حجم: حجم زمين در حدود يك هزار ميليارد (٠٠٠،٠٠٠،٠٠٠،١٠٠٠)كيلومتر مكعب است.
٧. جرم: جرم زمين برابر با شش و شش دهم، ضربدر ١٠ به توان ٢١تن(٢١١٠×٦/٦) مى باشد.
٨. چگالى: زمين ٥/٥ برابر آب ذراتش درهم فشرده و به هم نزديك تر است.
٩. گريز از مركز: گريز از مركز زمين ١١ ثانيه در استوا و صفر در قطب ها است.
١٠. حركت وضعى زمين: زمين به دور محورش در خلاف عقربه هاى ساعت حركت مى كند، يعنى حركت آن از راست به چپ مساوى با حركت از مغرب به مشرق مى باشد و هر دوران كامل نجومى آن ٢٣ ساعت و ٥٦ دقيقه و ٤ ثانيه و با توجه به حركت مدارى جمع آن برابر ٢٤ ساعت معمولى است كه روز متوسط خورشيدى ناميده مى شود. براى حركت وضعى يا چرخشى زمين