قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٠٩
حروف همان كلمه كه حرف مقصود حرف چندمى همان كلمه است و اين رقم دويّمى را در تحت رقم اوّلى مى نويسند. پس «محمّد» را چنين بايد نوشت:
٤ ٣ ٤ ١
٣ ١ ٣ ٤
اوّل و سيّم اشعار مى كند بر اينكه حرف سيّم از كلمه چهارم ابجدى، و دويّم اشاره دارد به حرف اوّل كلمه سيّم، و چهارم كنايه از حرف چهارم كلمه اوّل است.
خط عرضى ـ آن است كه نخست خطى از راست به چپ كشيده و پس از آن تمامى حروف را با رقم هندسهمشهور بدون صفر در بالاى آن نويسند، و آحاد و عشرات و ساير مراتب اعداد را بدين روش معلوم دارند كه آحاد را از خط مزبور منفصل نوشته و عشرات را به همان خط وصل كرده و مآت را علاوه بر وصل كردن، قدرى هم پايين انداخته و الوف را بعد از پايين انداختن قدرى به طرف راست منحرف سازند:
«احد به خط نرسد ليك مى رسد عشرات *** مآت بگذرد از خط الوف كج سوى راست»
پس «غفار» را ـ كه جامع چهار مرتبه عدد است ـ چنين نويسند:
خط عطارد ـ به ترتيب الف ب بدين طرز است:
و گاه است كه به دو نوع ديگر هم مى نويسند.
خط عمود ـدر اصطلاح هندسه، خطى را گويند كه به طورى به خط ديگرى ملاقات نمايد كه از تلاقى آنها چهار زاويه متساويه حصول يابد، چنانچه در اين شكل است: