قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٢٨
دستيارى آلت جديدالاكتشاف به ٣٨٦٣ درجه معتقد گرديد.
ماده ٨: در كثرت و وحدت آفتاب، بدان كه از هيچ يك از متقدمين نقل نشده كه به كثرت آفتاب: قائل باشند بلكه اتفاق كرده اند بر اينكه آفتاب در عوالم امكان منحصر به فرد و در مقام تمثيل به كلياتى كه فرد خارجى آنها منحصر به يكى باشد، شمس را هم ـ كه معنى كلى آن ستاره روشنايى است كه طلوع آن ظلمت شب را محو و نابود گرداند ـ از امثله كليات همچنانى به شمار آرند بلكه مفهوم بعضى كلمات آنكه شمس و آفتاب اسم خاص و علم شخصى كوكب مخصوص و معروف است و بلكه ظاهر بعضى كلمات عدم امكان است تا در اين قرون اخيره ـ كه بهواسطه كشف اسباب و آلات غريبه كوكب اقبال هيئت جديده به اوج رسيده ـ تعدد آفتاب نزد ارباب اين فن از قبيل مسلّمات گرديده و ديانت اسلاميّه هم تعدد شموس و اقمار را به عبارات شافيه كتاباً و سنةً، تلويحاً و تصريحاً، گوشزد عالميان نموده كه ذكر اجمالى بعضى از آنها را زينت بخش اوراق مى نمايد:
فى سورة الفرقان:(تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِيهَا سِراجاً)(فرقان، ٦١) لفظ «سراج» ـ كه جسمى است كه بنفسه منشأ نار و نور باشد ـ در اين آيه شريفه عبارت از آفتاب است كه بر اين تقدير خارج از موضوع بحث مى شود و به قرائت مشهور ـ كه «سُرُج» به صيغه جمع خوانده اند ـ اگرچه ممكن است كه موافق فرموده بعضى از مفسّرين، اشاره به تمامى كواكب ثابته و سيّاره باشد ليكن خلاف ظاهر آيه است زيراكه «سُرُج» و «بروج» به قرينه مقابله غير يكديگرند و حال آنكه در «برج» مذكور داشتيم كه بروج دوازده گانه عين كواكب و از اجتماع آنها تشكيل يافته، پس اگر «سُرُج» هم عبارت از آنها باشد، مقابله صحيح نباشد و ظهور اين معنى روشن تر گردد اگر ضميرِ «فيها» را راجع به «بروج» داريم نه «سماء» چنانچه اظهر اين است، زيراكه اگر بر «سماء» راجع بودى حاجت به تكرار لفظ «جَعَلَ فيها» نبوده و«جَعَلَ فى السَّماءِ بروجاً وسُرُجاً» كافى بودى. و وجه زيادتى ظهور در اين حال آن كه معنى آيه چنين باشد كه خداى قادر در آسمان بروج خلق كرده و در بروج هم چراغ ها آفريده و پرواضح است كه مراد از چراغ ها كواكب خود بروج نتواند بود زيراكه اتحاد ظرف و مظروف غلط است و حمل چراغ ها بر ساير كواكب ثابته هم بى ربط است زيراكه هريكى در محل خود ثابت و به بروج انتقال ننمايند كه چراغ آنها باشند. و حمل چراغ ها بر كواكب سيّاره هم ـ كه عدد آنها از ده كمتر است ـ منافى صيغه جمع كثره سُرُج است كه اقلّ آن ده و يا يازده است، پس لابد بايد اشاره باشد به شموسى كه فلكيين اخيره استكشاف نموده اند. و اما كلمات پيشوايان دين در اين موضوع بسيار و من باب تبرك به ذكر چندى از آنها مى پردازد:
از بصائرالدرجات[ر.ض] و منتخب البصائر[ر.ض] و روضة الوافى [ر.ض] و بحارالانوار[ر.ض]ج٣٠، صفحه ١٩٦; ج٥٤، صفحه ٣٢٩ از حضرت صادق آل محمد(عليهم السلام): «انّ من وراء عين شمسكم هذه اربعين عين شمس فيها خلق كثير و انّ من وراء عين قمركم هذا أربعين قمراً فيها خلق كثير لا يدرون انّ الله خلق آدم أم لا يخلقه». و از بعضى اخبار بحارالانوار[ر.ض] و درّ منثور سيوطى[ر.ض]: «انّ الله استوى على العرش فى يوم الجمعة فى ثلث ساعات فخلق فى ساعة منها الشموس» و از احتجاج طبرسى[ر.ض] و بصائرالدرجات صفّار[ر.ض] و منتخب الاختصاص مفيد[ر.ض] و ٧ و ١٤ بحارالانوار[ر.ض]از حضرت صادق(عليه السلام)در ضمن مكالمات آن حضرت با عالم يمنى در بيان صفت آفتاب:«انّها إذا أمرت تقطّع اثنى عشر شمساً و اثنى عشر قمراً و اثنى عشر مشرقاً و اثنى عشر مغرباً و اثنى عشر بحراً و اثنى عشر عالماً الحديث». و از انوار نعمانيه[ر.ض] از حضرت باقر(عليه السلام): «من وراء شمسكم هذه أربعون عين شمس مابين عين شمس إلى عين شمس اُخرى أربعون عالماً فيها خلق كثير ما يعلمون انّ الله تعالى خلق آدم أو لم يخلقه و انّ من وراء قمركم هذا أربعين قرصاً مابين القرص إلى القرص الآخر أربعون عالماً فيها خلق كثير ما يعلمون انّ الله تعالى خلق آدم أم لم يخلقه». و امثال اين گونه اخبار صريح است در اينكه آفتاب حسى غير از اين