قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٥٣
پارسى) تره و كاسنى صحرايى.
تلخ عيش ـ كسى كه مبتلا به آزار و مصيبتى باشد.
تلخوترش; تلخوشيرين ـمحنت و مشقّت دنيا.
تلخك ـ (چو اندك) كاسنى و حنظل[ر.م] و صفرا[ر.م] و مصغّر تلخ و گياهى است بسيار تلخ و نام يكى از ظرفاى سلطان محمود غزنوىسوّمين پادشاه غزنوى در قرن ٤ و ٥هـ.
تلخه ـ (چو هرزه) تلخ و مصغّر آن.
تلخه پياز ---> پياز.
تلخى ـ كاسنى و تلخ بودن.
تلخيار ـ ميوه اى كوهى و صحرايى.
تلد ـ (چو تند) هر چيز مدوّر.
تِلِسقوپ ـ تلسكوپ[ر.م].
تلسك ـ (چو سرشگ) زنگله انگور[ر.م].
تلسكوپ (tإlescope)ـ به فرانسوى، نام دوربين بزرگ آيينه دارى است كه ارباب هيئت در رصدات خود استعمال كرده و در ١٦٠٩ميلادى ـ مطابق ١٠١٨هجرى ـ و يا در ١٠٧٥هجرى ايجاد و اختراعش نموده و استعمال كرده اند، و در اصل از دو لفظ يونانى «تِل»(tele) ـ به معنى دور ـ و «سِكوپَن» (skopein) ـ به معنى امتحان كردن ـ مأخوذ گرديده است.
تلغراف ـ آلت مخابره معروفى است كه به زبان يونانى، مركّب از «تِل» ـ به معنى دور ـ و «قِرافن» ـ به معنى نوشتن ـ مى باشد و ازاين رو به پارسى «دورنويس» گفتن خالى از ربط نباشد. تلغراف ملل قديمه ايرانيان و مصريان و چينيان و يونانيان و سُريانيان در حوالى پانصد سال مقدّم ميلادى، عبارت از مخابره اِشارى بوده كه با اشارات مخصوصه آتشى و بيدقى و مانند آنها مخابره كرده و در اصلاح نواقص آن سعى بليغ مى نموده اند، و به نوشته بعضى مورّخين عثمانى، همين مخابره اشارى در ميان اوردوهاى روماامپراتورى روم در موقع اجراى سياسات معمول بوده و فليب، حكمران مكدونيا مقدونيه در اين قسم مخابره ملكه كامله و مهارت تامّه داشته، تا در قرون وسطى سن لويىنام، از رؤساى اهل صليب، به جهت مخابره فِرَق و اهالى فلسطين طيّاره هاى خاچوارى صليبوار از اطلس سرخ و نفير و شيپورهاى گوناگون ـ كه هر يك نغمه اى از آنها به مقصدى دلالت داشتى ـ اختراع كرده و معمول نمود. و جماعت عرب نيز با شعله آوردن و گشادن آتش و فَناربه تركى، مشعل و بيدق مخابره مى نموده اند. و در حوالى ١٦٧٦ميلادى ـ مطابق ١٠٨٧ هجرى ـ موسيو آمونتن، از اعضاى انجمن دانش فرانسه، به اختراع دوربين در امر مخابره نائل گرديده ليكن مقبول طباع اكثرين نيامده و پس از مدّتى برغ شتراسرنامى، از اهالى هانوره، اصول ديگرى اختراع نموده و مقبول دولت انگلترهانگلستان گرديده و پنج هزار ليره انعامش بخشيدند و در حوالى ١٧٠٣ ميلادى پسند دولت فرانسه هم آمده، ليكن ازآن رو كه فقط در روزها و هواى صاف قابل مخابره بوده و در ساير اوقات قابليّت مخابره نداشت، در ١٧٤٣ميلادى مجبور به اصول تلغراقى ديگر گرديدند كه در همه اوقات قابل مخابره باشد و به معرفت ابرونام ارمنى از روى همين اصول اخيره خطّ تلغرافى مابين قاهره و اسكندريّه كشيدند تا اينكه در ١٧٧٤ميلادى ـ مطابق ١١٨٨هجرى ـ و به نوشته بعضى در ١٢٠٦هجرى پساژنامى، از اهالى جنوهجنووا در ايتاليا به تمديد بيست عدد تِل و ترتيب بيست حروف الفباى لاتينى و يك ماكينه[ماشين ] الكتريكى به ايجاد همين تلغراف الكتريكى ـ كه در حكم امروزه معمول عالميان است ـ موفّق گرديده و اصول و اختراعات قديمه تماماً متروك و در گوشه خفا ماندند. پس از آن بعضى از اهالى آلمانيا و اسپانيا در اصلاح آن صرف همّت نمودند و تلغراف الكتريكى بدواً در باويرابايرن در آلمان و بلجيقابلژيك ايجاد و مستعمل شده، پس به فرانسه و انگلترهانگلستان انتقال يافته، پس به تمامى قطعات زمين منتشر و پسند طبع جميع آحاد بشر گرديده و امروز مابين تمامى شهرهاى اوروپا و امريكا خطوط تلگراف الكتريكى موجود است تا در اين اواخر خطوط تلگراف تحت البحرى و تلگراف بى سيم پا به عرصه وجود گذاشته و موافق نوشته بعضى از ارباب فنّ