قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٨٥
خاى ـ طعم و لذّت و خاييدن[ر.م] و امر و فاعل از آن و خندق را هم گويند.
خايستن ـ (چو شايستن) خاييدن[ر.م].
خايِسك ـ چكش زرگرى و غيره.
خايك ـ (چو مادر) ملخ.
خايگينه ـ خاگينه[ر.م].
خايه ـ چكش و تخم مرغ و خصيه انسان و حيوان.
خايه ابليس ـ مردم محيل و مكّار و سنگى است صاف و سياه و سخت و دشوارشكن كه چون بجنبانند، مغز آن در درونش صدا كند و آن را از چين آورده و به شيرازى «گُن ابليس» خوانده و به عربى«حجرالولادة» گفته و به يونانى «اناطيطس» ـ كه ترجمه پارسى آن «سنگ زاييدن آسان كن» است ـ نامند، چه گويند هرگاه در زير زنان آبستن دود كنند، زود بزايد و اگر با شير زنان سحق ساييدن كرده و قدرى پشم بدان آلوده و زنى كه نمى زايد به وقت جماع به خود برگيرد، آبستن شود. و در تحفه[ر.ض] گويد: اَكِتمَكِت به لغت هندى، سنگى است به قدر مازونوعى بلوط و مستدير و سياه و سبك و در جوف آن سنگى كوچك موجود است وچون حركت دهند صدايى از آن مسموع گردد و در مخزن[ر.ض] گويد: اكتمكت ـ كه به زبان عوام فارس «خايه ابليس»گويند ـ ثمر درختى است شبيه به درخت انار و شاخه هاى آن پراگنده و برگ هاى آن ريزه از برگ انار و به هندى «كرنجوه» و«كرنج» و به سانسكرى «ساكركهوله» گويند و به جهت پُرخارى در كنار باغات و زراعات آن را مى نشانند كه كسى داخل آنها نتواند شد و مغز ثمر آن بعد از خشكيدن حركت كرده و پوست آن هم چون صلب شود صدا مى كند و شبهه كرده و آن را سنگ و «حجر فى حجر» گفته اند.
خايه ديس ـ سماروخ[ر.م].
خايه ريز ـ خاگينه[ر.م].
خايه سگ آبى ---> جند.
خايه شيطان ـ خايه ابليس[ر.م] است.
خايه قندون ـ نام پارسى جند[ر.م] است.
خايه كندن ـ اخته كردن بهايم.
خايه گَز; خايه گَزَك; خايه گير; خايه گيرك ـ جانورى است شبيه به عنكبوت كه به عربى «رتيلا»گويند و رجوع بدانجا شود.
خايه گينه ـ خاگينه[ر.م].
خايه ماكيان ---> تخم مرغ.
خايه نهادن ـ كار بد و عمل قبيحى كردن كه باعث خوف و هلاكت گردد.
خاييدن ـ به دندان نرم كردن و ريشزخم نمودن.
آيين دويّم