قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٣٠
مديترانه[ كه وسعت آن ١١٠٠ كيلومتر مربّع مى باشد و رجوع به «شارس» هم نمايند.
ردونتى; روونتى ـ (چو گلقندى و روبندى) به فرموده مخزن الادويه[ر.ض]، گياهى است هندى عظيم النفع و جليل القدر شبيه به گياه نخود در شكل و برگ آن از آن كوچك تر و پشت برگ آن به طرف آسمان و روى آن به طرف زمين و گويا هميشه آب از آن تراوش مى كند و زير آن به قدر بوته آن به تدوير هميشه نمناك و سياه رنگ مى باشد، مانند آنكه به روغن چراغ چرب كرده باشند و برگ آن خوش طعم مايل به شورى و در اطراف درخت آن مورچه بسيار مى باشد و منبتمحل روييدن آن شوره زار و قرب دريا بوده و به نام بزرگ و كوچك به دو قسم مى باشد.
رده ـ (چو دده) چوب شنج[ر.م] و صف انسان وحيوان و سطر كتابت و كتاب و هر چيزى كه در يك نظام و يك راسته باشد، مانند دندان و خانه و دكان و مانند آنها.
رديف ـ (چو شريف) كسى كه به پشت سواره سوار شود و ستاره اى است نزديكى نسرِ واقع[ر.م] و هم ستاره و كوكبى را گويند كه از مشرق طلوع مى كند در هنگامى كه نظيره و مقابل آن در مغرب غروب كند و نظيره مزبوره را نيز گويند كه مقابل ستاره طالع از مشرق باشد و در اصطلاح قماربازان، كسى است كه تير خود را بعد از فيروزى و بردن يكى يا دو نفر از رفقاى قمار آورده و از ايشان درخواست نمايد كه تير او را هم در تيرهاى خود داخل كنند و رديف هريك از برج هاى دوازده گانه برج مابعدى آن برج را گويند، مثلاً رديف حَمَل[ر.م، برج ثورر.م و رديف سرطانر.م، اسدر.م] و هكذا در نظاير اينها.
آيين دهم