قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٥٣
نامش دده عمر رومى و مسقط رأسش آيدين [در تركيه ] و در ٨٩٢ هجرى وفات يافته و در بدو حال به سمت خراباتى گرى گذرانيده و اخيراً در داغستان با سيد يحيى شماخى ملاقات كرده و تحصيل فيض و كمالات نموده است.
روشنى دان ـ روش دان[ر.م].
روشيانا ـمرقشيشا(نان) و اسم كحلىسرمه است.(سر)
روشيدن ـ(چو جوشيدن)روسيدن[ر.م] و بدخلق بودن و نمودن و از روى خشم چشم گردانيدن.
رَوضه ـ(ر)باغ و حديقه و مثل نيم مَشگ آب و هر آبى كه در آبگيرها جمع شود و هم جاى ايستادن آب است از ريگ و گياه تر و به پارسى «مرغزار» گويند و نام كواكب چندى هم هست.(عر)
روضه باغ رفيع ـرياض بهشت.
روضه تركيب ـ بدن انسانى.
روضه خوان ـمشهور است كه مرثيه خوان و ذاكر مصائب جانسوز حضرت حسين ابن على(عليهما السلام) را گويند و اين مطلب از عبادات شايعه قديمه و در عهد ائمه هدى(عليهم السلام) و بعد از آن معمول بوده و ترغيب فوق العاده و تحريص مالانهايه وارد آمده كه تا مشهود خاص و عام بوده و در انظار عامه مبرهن و روشن گردد كه رتبه و شأن خدمت و جان نثارى دين بدان پايه است كه بايد الى الابد مباشران را در مجالس و محافل به ذكر خير ياد كرده و مدفن او مزار و محل توجه عامه بوده و تربت مقدّسه اش سجده گاه كافّه گردد. و اين صنف از اهل اسلام كه در قديم الايام همين عبادت شايعه را معمول مى داشتند، اهل خاصى نبوده و هركس به اقتضاى ديانت خود گاه گاهى مانند ساير عبادات دينيّه معمولش مى داشتند تا هنگامى كه ملاحسينواعظ كاشفى در حدود ٩٠٠هجرى كتاب روضة الشهدا را تأليف داداو زاده سبزوار بوده و در سال ٩١٠هـ در هرات درگذشت و ازآن رو كه اوّل كتابى بوده كه به زبان پارسى در مقتل و مصائب عترت طاهره تأليف يافته، در خواندن آن در مجالس تعزيه رغبت تمام داشتند و به جهت اغلاق [دشوارى ] عبارات و فصاحت كلمات آن هركس قوه خواندن آن نداشته و پاره اى اشخاص معدودى بودند كه آن را درست آموخته و در مجالس تعزيه از روى كتاب مى خواندند و لذا اشخاص همچنانى به روضه خوان معروف شدند، يعنى خواننده كتاب روضة الشهدا. پس از آن كم كم از آن كتاب به كتابى ديگر و از روى كتاب خواندن به خواندن از حفظ انتقال نموده و همان اسم اوّلى قديمى بر ايشان باقى مانده است.
وبالجمله تحقيق در وجه تسميه روضه خوان آن است كه مذكور شد و اينكه بعضى خواسته كه از براى روزه معنى على حده پيدا كرده و روزه خوان گفته و نويسند، تكلّف محض و غفلت از حقيقت حال استنهضت حسينى اكسيرى است عظيم و منابر روضه خوانى تشريح اين نهضت آسمانى است. آقايانى كه منبر مى روند و حادثه جانسوز كربلا را تشريح مى كنند بايد از منابع معتبر بهره بگيرند و از گفتن اخبار ضعيف و احياناً موهن خوددارى كنند.
روضه دوزخ بار ـ شمشير آبدار.
روضه فيروزه رنگ ـ آسمان.
روطاس ـ(ل) قلعه اى است محكم اساس از سنگ رخام تراشيده و در وسط ملك پنجابدر پاكستان بر تلّى بلند واقع و اكثر مردمانش هندوان و بعضى مسلمان و برخى سنكانسيك و از بناهاى اكبرشاه ابن همايون پادشاه تيمورى هند در قرن ١٠ و ١١هـ مى باشد.
روطه ـ سمتى از جاده كه از براى راه رفتن ستور معيّن باشد.(كى)
روغ ـ آروغ[ر.م].
روغن ـ (ر) معروف است كه از دوغ گاو و گوسپند و امثال آنها و يا از حبوبات گيرند و معنى تركيبى آن «روان شده غن» است و كنايه از دين و مذهب هم هست و به تركى، پوست لامع و برّاق را گويند.
روغن بِريگ ريختن ـ به مردم سفله كار عمده فرمودن و كار بى فايده كردن.