قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤١٩
عربى، زينت و آرايش است.
زين افزار ـ سليح و برگستوان[ر.م].
زين بر گاو نهادن ـ رفتن و روان شدن.
زين پوش ـ يراق و برگستوان[ر.م].
زَين العابدين ـ اشهر و افضل القاب حضرت على ابن حسين ابن على ابن ابى طالب ـ سلام الله عليهم ـ كه به نوشته بعضى از فضلاء، به دو وجه بدان ملقّب گرديده: يكى آنكه فرزندش به چاه افتاد و زنان نوحه و فرياد كردند ليكن خود آن حضرت تغييرى در نماز نداد و ديگرى آنكه شيطان خود را به شكل مارى بدان حضرت نموده و انگشت پايش را گزيده و او قطع نماز نكرد.
زين كوده; زين كوه; زين كوهه ـ قربوس[ر.م].
زينان ـ (چو ميزان) زنيان[ر.م] و مخفّف«از اينان».
زينت ـبه عربى، مشهور و معروف است.
زينت الريّاحين ---> تاج خروس.
زينعلى ---> كوه عينعلى.
زينو ـ گليم و پلاس.
زينه ـ درجه و پايه و مرتبه و آزينه[ر.م].
زينه پايه ـ نردبان و راه پلكان معروف.
زينهار ـ (چو ميهمان) زنهار، اِفراداً و تركيباً.
زينهارى ـ زنهارى[ر.م].
زينيان ـ زنيان[ر.م].
زينيّه ---> صوفيّه.
زيوار ـ عدالت و انصاف و برابرى و مساوات.
زيوانه ـ قطب.(كى)
زيور ـ (چو ديگر) زيب[ر.م]، اِفراداً و تركيباً.
زيين ـ (چو دِلير) صاحب طرف و (چو امين) دراز و بلند.(ند)
انجمن چهاردهم