قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٥٠
منجّمين، بُعد موضع كوكب معيّنى است از اوّل حَمَل به توالى بروج كه معروف است:
حمل ـ ثور ـ جوزا ـ سرطان ـ اسد ـ سنبله ـ ميزان ـ عقرب ـ قوس ـ جَدى ـ دلو ـ حوت.
پس اگر كوكبى در اوّل حوت باشد گويند كه تقويم آن كوكب يعنى بُعد آن از اوّل حمل يازده برج است، اگر چه از طرف ديگر فاصله يك برج است اما به جهت خلاف توالى بودن آن منظورش ندارند. بالجمله مجازاً به صفايح و اوراقى كه مشتمل بر تقاويم كواكب و بعضى اوضاع ديگر يك ساله آنها كه در مدت يك سال شمسى از زيج و كتب احكام استخراج كرده باشند، اطلاق نمايند، و آن هم بر دو گونه مى باشد: يكى تقويم تام كه بر ٣٦٥ ورق مشتمل بوده و در هر ورقى تقاويم كواكب سبعه و كليّه اوضاع و احوال متعلّقات يك روزه مخصوصه به آنها و يا اكثر آن اوضاع را ثبت نمايند، و ديگرى تقويم ناقص كه به ١٢ ورق مشتمل و در هر ورقى فقط تقاويم كواكب سبعه را با پاره اى اوضاع ديگر يك ماه آنها درج نموده و اكثر آن اوضاع را متروك دارند و اين قسم را «تقويم شمسى» نيز گويند، چنانچه اگر تقاويم كواكب متروك شده و فقط بر بعضى از اوضاع قمر اكتفا نمايند، آن را «تقويم قمرى» و «روزنامچه» گويند. و پوشيده نماند كه اوّل تقويمى كه منجّم از زيج استخراج كرده و ثبت اوراقش مى نمايد ـ تام يا ناقص ـ تمامى مندرجات آن را از اسامى كواكب و بروج و ايّام ماه و هفته و غيرها با رقم و علامات مخصوصه مى باشد كه بسط آنها مناسب مقام نيست و ازاين رو آن را «تقويم رقمى يا رُقومى» گويند، و گاه است كه به جهت تسهيل امر در حق بعضى مردمان فرومايه كه از معرفت قواعد نجومى بى بهره اند، ايّام هفته و ماه و بعضى اوضاع قمر را از رُقوم و علامات مخصوصه به پارسى تبديل داده و هريكى را در جدول مخصوص مصرّحاً نوشته و آن را «تقويم فارسى» خوانند، چنانچه معمول و متعارف است و بعضى ظرفا از همين تقويم فارسى به «تقويم ابلهى» تعبير نمايند.
آيين بيستويكم