قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤٥٨
آنها اجرام فوق العاده و عجيبى هستند و ازاين رو از ديدن آنها انواع بلايا و مصائب و فقر و قحط و خون ريزى و برخاستن سيل ها و مانند اينها از براى خودشان تصوّر مى كردند و اين همه ناشى از جهالت و بى معرفتى است، و گرنه گوميت كه از گازهاى خفيف تشكيل يافته و مثل ساير مخلوق از اثر بادى مى تواند بركنده شود، چگونه مى تواند مصدر اين گونه قضاياى الهى و تقديرات ازلى بشود؟ مثلاً كسوف آفتاب را تأثيرات مى نويسند و حال آنكه در لندن در عرض پانصد سال يك دفعه كسوف كلّى واقع نشده، پس لندنى ها چه قرابت به دستگاه قدرت ازليّه دارند كه كسوف در هرجا واقع شود و دو ماه و سه ماه و كم و بيش تأثير خود را در اين عالم كون ببخشد و ايشان از اين تأثيرات بى طرف بمانند. و بالجمله شرافت علم هيئت كه اساس خداشناسى و مقياس صحيح معرفت يك قدرت فائقه ـ جلّ شأنه ـ مى باشد كه هركس به دستيارى آن خالق اين بساط حيرت انگيز را به قدر فهم خود شناخته و معرفتى را كه علّت غايى كليه خلقت است، در وسع استعداد خود تحصيل مى نمايد. بالاتر از آن افسانه هاى موهومى است كه منجّمين امروز آسيا وسيله مرجعيّت شخصى خود قرار داده و سر مردم را با آمدن لقلقلك لك و فرياد عندليب و حركت حشرات الارض و مانند اينها كه غالباً هذيان و مخالف دين حنيف اسلام و ادراك عقل سليم است، مشغول نموده و به عوض قوّت قلب، ضعف نفس ديرينه ايشان را استقرار داده و به عنوان خداپرستى، جمادات و اجسام ثقيله را مؤثّر عالم دانسته و ميزان عمل قرار داده و كلام حقيقت نظام «كلّ منجّم كذّاب» را موافق اهواء فاسده خودشان تأويل نمايند و رشته كلام در مؤثّر دانستن آنها است و الاّ در هر ذرّه اى از ذرّات كون تا چه رسد به اجرام عاليه و اجسام ساميه، هزاران حكمت مندرج مى باشد كه طاير بلندپرواز عقل بشرى از طيران به اوج يكى از آنها عاجز و پَرسوخته مى ماند.(وَ مَاأُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلِيلاً)(اسراء، ٨٥)، (رَبَّنَا مَاخَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً)(آل عمران، ١٩١).
ستاره زمينـ سنگ طلق[ر.م] است.
ستاره شمار ـ منجّم و كسى كه شب نخوابد.
ستاره شمال ـ جُدَى[ر.م].
ستاره شُمَر ـ منجّم.
ستاره شمردن ـ شب بيدار بودن.
ستاره شناس ـ منجّم.
ستاره غلتان; ستاره غلطان ---> شهاب.
ستاره قلندران ـ آفتاب.
ستاره گيسودار ـ ستاره دم دار[ر.م] است.
]تبصره محقّق: ستارگان دم دار يا دنباله دار يا گيسودار (Comets) اجرامى غالباً پرنور مى باشند كه به هنگام روز هم گاهى ديده مى شوند.
١. برخى دنباله دارها به طول صدها ميليون كيلومتر به دور خورشيد گردش مى كنند و مدار آنها به يك بيضى كشيده نزديك و از ذرات سنگ، غبار، ذرات يخ و... مى باشند كه چون به خورشيد نزديك مى گردند قسمتى از آنها به غبار و گاز و بخار تبديل و پس از چندين بار گذشتن همه مواد آن از هسته مركزى فرار و توده اى از شهابواره مى گردند كه در فضا حركت و گهگاه بر زمين به عنوان رگبارى از شهاب مى بارند.
٢. گروه ديگرى از دنباله دارها حتى از فراسوى مدار مشترى خودنمايى كرده و به مدار زمين نزديك نمى گردند.
٣. پاره اى از دنباله دارها به اندازه اى از زمين دورند كه يا هنوز شناخته نشده اند و يا تاكنون يك دور گردش آنها محاسبه و پيش بينى نشده است، و يا آن چنان از زمين دورند كه يك دور گردش آنها چند صد سال و حتى هزاران سال به درازا مى كشد.
٤. تعدادى از دنباله دارها براى كوتاه زمانى خودنمايى كرده و با دور شدن از زمين به اعماق فضا روان گرديده و براى ابد از نظرها ناپديد مى شوند.