قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٤
يهود: ٤٠٠٤سال
و در اين كتاب مستطاب هم موافق ناسخ التواريخ]ر.ض [معمول خواهد شد.
فائده چهارم: در مدّت مابين هبوط آدم(عليه السلام) و حضرت ختمى مآب(صلى الله عليه وآله):
به قول واقدى: ٤٦٠٠سال
به قول بعضى: ٦١١٣سال
ابن عباس: ٥٥٠٣سال
بعضى از مفسّرين: ٧٢٠٠سال
بعضى ديگر از مفسّرين: ٧٢٤٠سال
بعضى ديگر از مفسّرين: ٨٢٠٠سال
بعضى ديگر از مفسّرين: ٨٢٤٠سال
فائده پنجم: اگر مقدار مدّت مذكوره در فائده سيّم را از مدّت مذكوره در فائده چهارم وضع و تفريق نمايند، قدر مدّت مابين ميلاد عيسى(عليه السلام) و عهد حضرت خاتم(صلى الله عليه وآله) هم معلوم مى شود و علاوه كه موافق لوحه ذيل تصريح كرده اند:
بعضى از مفسّرين: ٥٦٠سال
بعضى ديگر: ٦٠٠سال
ابن عباس: ٦٢٠سال
فائده ششم: بدان كه لفظ تاريخ در اصطلاح اهل اين فن، روز معيّنى است كه ازمنه بعد از آن را بدو نسبت كنند و يا شناسانيدن وقت حاضر است به اسناد كردن آن به وقوع يكى از حوادث. بالجمله سالى را كه يكى از حوادث عظيمه در آن وقوع يابد، همچو زلزله و طوفان و ظهور ملّتى و تشكيل دولتى و مانند اينها، مبدأ سازند تا چون خواهند كه وقت وقوع حوادث مابعدى را معيّن كنند، به همان مبدأ نسبت دهند; چنانچه گويند ولادت فلان در سال چندمين طوفان و يا ميلاد عيسى(عليه السلام) و يا هجرت نبوى است و مانند آنها. و موافق تصريح بعضى، اوّل تاريخى كه در روى زمين وضع شده هبوط آدم(عليه السلام) بوده، پس از آن قتل هابيل، پس وفات آدم(عليه السلام)، پس طوفان نوح(عليه السلام)، پس رفتن ذوالقرنين به ظلمات كه «تاريخ اسكندرى» گويند، پس غرق فرعون، پس كشته شدن اصحاب فيل به دست ابابيل كه «عام الفيل» گويند، پس تاريخ هجرى. و مخفى نماند ـ چنانچه عن قريب مذكور خواهيم داشت ـ تاريخ اسكندرى منسوب به اسكندر رومى مى باشد كه در ٣٥٠ مقدّم ميلادى با ارسطو معاصر و زمان وى مدّتى بسيار بعد از غرق فرعون بوده و او غير از ذوالقرنين صاحب ظلمات مى باشد چنانچه در «اسكندر» مذكور افتاد. و بالجمله تواريخ موضوعه در عالم بسيار و اكثر آنها با مرور دهور متروك و بعضى معمول و نزد هر قومى چيزى متداول مى باشد غير آنچه در نزد ديگرى است و ذكر اجمالى چندى از آنها را زينت بخش اوراق مى نماييم.(عر)
تاريخ اسكندر رومى; تاريخ اسكندرى ـ كه «تاريخ رومى» نيز گويند، منسوب است به اسكندر رومى كه شرح اجمالى حالش مذكور افتاد و مبدأ آن از جلوس آن شهريار و يا سال هفتم آن و يا سال وفات او و يا دوازده سال بعد از وفات او و يا غلبه او بر دارا آخرين پادشاه كيانى بوده و سال ايشان شمسى اصطلاحى است كه ٣٦٥ روز و ربعى است بى زياده و نقيصه و آن ربع زايد در مدّت چهار سال يك روز تمام شود، پس آن را به جهت كمتر بودن ايّام شباط و يا نزديك بودن آخر آن به آخر سال طبيعى ـ كه آخر حوت برابر اسفند است ـ در آخر شباط افزايند و اين است كه شباط ماه در سه سال پياپى ٢٨روز بوده و در سال چهارم ٢٩ روز مى باشد و آن روز بيستونهم را «كبيسه» گويند و اسامى رومى شهور ايشان با عدد ايّام آنها در اين جدول است:
|
١ |