قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٧
قوموا على حوائجي، سلّمكم الله في الدينا و الآخرة، يا رقباء يا نجباء يا ابدال يا اوتاد يا طاب يا قطب يا غوث، اغيثونى بحرمة محمّد المصطفى(صلى الله عليه وآله)، السّلام عليكم يا رجال الغيب يا أرواح المقدّسة، اغيثوني بغوثكم بحرمة محمّد المصطفى(صلى الله عليه وآله)» و پشت به جانب ايشان كرده و بگويد: «اسلمت نفسي اليكم و فوّضت امرى اليكم» و پاى راست را پيش نهد، و هركه بامداد بعد از فراغ از اوراد صبح رو بدان جهت كه معلوم است، كرده و بگويد: «السّلام عليكم يا ارواح المقدّسة، اغيثوني بقوّة و انظروني بنظرة»، آنگاه پشت به سوى آن جهت كند همچنان كه كسى تكيه به چيزى نكرده و ميل به آن سوى كند و چنان به خاطر آورد كه استظهار به شما است مرا روانه كنيد و نام خود را ببرد، حق تعالى آن كار را ميسّر گرداند و از ايشان به هر نوع باشد، مددى به وى رسد و در محاربات دشمن پشت به ارواح مقدّسه قتال كند و الا شكست خورد، و چون به خدمت سلاطين رود پشت به ايشان كند كه مكرّم و معزّز بيرون آيد، انتهى. و بعضى از ادباى عثمانى از فتوحات محيى الدين عربى نقل كرده كه رجال الغيب هر روز نماز صبح را به غوث اعظم اقتدا كرده و بعد از اداى آن به هر سمتى كه مأمور باشند عازم بوده و به هر كسى كه از ايشان استمداد نمايد امداد نمايند و ازآن رو كه در هر روز از ايّام ماه در سمتى بوده و در موقع استمداد، دانستن سمت معيّنى ايشان لازم بود كه رو بدان سمت كرده و استعانت نمايند، اين دايره را به جهت تعيين جهات ايشان ترسيم داده اند كه بعد از استعلام سمت ايشان كه در روز منظور در كدام طرفند، حامى و پشتيبان بودن ايشان را منظور نظر كرده و پشت بدان سمت نموده و مى گويد: «السّلام عليكم أيها ارواح المقدّسة، اعينوني بعونته و انظروني بنظرة، يا رقباء يا نقباء يا بدلاء يا اوتاد يا قطب يا غوث اعينوني بعونته و ارحموني برحمته وحصّلوا مرامي و مقصودي و قوموا على حاجتي بحرمة محمّد(صلى الله عليه وآله)». پس بدين وسيله مراد خود را از درگاه بارى تعالى مسئلت مى نمايد:
«دوشنبه گونى شنبه گتمه شرقه *** نه يكشنبه نه جمعه گونى غربه
چهارشنبه سه شنبه گونى زنهار *** شماله گتمه اى يار وفادار
جنوبه قيلمه پنجشنبه ده نيّت *** قيلوبدور بيله اهل دل وصيّت»[١]
رجب ـ (چو عرب) رجوع به «تاريخ عرب» شود.
رَجراج ـ (ل) رجوع به «جيوه» شود.
رَجَز ---> بحر.
رجعت ـ (چو فرصت) جواب نامه و (چو عبرت و ضربت) مطلق برگشتن و در اصطلاح فقها، برگشتن طلاق دهنده است بر عقد سابق خود و اين چنين طلاق را «رجعى» گويند و در اصطلاح عموم متشرّعه، برگشتن آل محمّد(عليهم السلام) است به دنيا پيش از قيامت
[١] روز دوشنبه و شنبه به سمت شرق نرو و روز يكشنبه و جمعه به سمت غرب نرو. روز چهارشنبه و سه شنبه اى يار وفادار زنهار، به سمت شمال نرو. روز پنجشنبه نيّت رفتن به سمت جنوب را نكن. اهل دل چنين وصيّت كنند.
ابراهيم جورى دده از شاعران عثمانى در قرن دهم هجرى در كتاب خود، ملجمه، از ايّام هفته اين چنين ياد مى كند(نشريه نامه پارسى، پائيز ٨٢، شماره٣٠).