قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٥٦
روميّه از اعظم بلاد ايتاليا و صاحب بناهاى عاليه و قصرهاى عظيمه و كنيسهدير پطرس و پولس رسول ـ كه بزرگ ترين كنائس عالم و بهترين آنها است ـ در آن واقع و مقرّ پاپا ـ كه رئيس كنيسه لاتينيّه است ـ در آنجا و داراى ٠٠٠،١٧٠ نفس است. و بعضى از اهل عصر گويد كه بانى و مؤسّس اين شهر دو برادر بودند: روموسو رومولوس كه بدواً در خانه شبانى پرورش يافته، پس پاره اى اشخاص را گرد و جمع كرده و در كنار نهر تيبر در سال ١٣٨٦ مقدّم هجرى شهرى موسوم به روما به نام خود بنا نهاده و اين شهر جز راه هاى خارج كه به اطراف شهر ممتد بودند، كوچه نداشته و خانه ها را متصل به يكديگر و خيلى تنگ ساخته و ابداً حياط و صحنى نساخته و تمام آنها مسقّفات بودند. و بعضى ديگر گويد كه اين شهر در ٧٥٤ مقدّم ميلادى بنا شده و در ٥١٠ق.م رومى ها تاركنشاه اتروسك روم را از شهر خارج كرده و پس از او ديگر سلطانى در رم نبوده و هر سال دو حاكم انتخاب مى كردند كه بايد هر دو متفقاً يك سال حكومت كنند و ايشان را كنسول مى خواندند و رؤساى خانواده هاى بزرگ نيز جمع شده و آراء خود را در باب امورات اظهار مى داشتند و اين مجمع به اسم سنا معروف بود، يعنى انجمن پيرمردان. و عموم رومى ها هم زراعت كرده و هم تجارت نموده و تمامشان سرباز بوده و اسلحه ايشان غدّاره و سپر و خنجر و در صحرا قلاع و مستحكمات بسيارى براى پناهيدن خود مى ساختند و قانون نظامى شان خيلى سخت بوده و هركس از صنف نظام خارج مى شد، به ضرب چوب ديگران كشته مى شد و اطفال از ١٧سالگى داخل نظام شده. و تمام عمر خود را در نظام به سر مى بردند، و چون شروع كرده بودند كه تمامى ملل ايتاليا را مطيع خود سازند، ولذا براى موفق شدن بدين مقصود جنگ هاى سخت كرده و پس از چندين قرن به مقصود خودشان نائل و در ٢٢٢ مقدّم ميلادى تمام شبه جزيره ايتاليا در تصرّف رومى ها بود، عاقبت دولت رم امپراطورى شده و دوازده امپراطور اوّلى كه در رم از ٢٨ مقدّم ميلادى تا ٩٦ ميلادى حكمران بوده اند به دوازده قيصر معروف و صاحب قدرت مطلقه بوده و مردم مطيع احكامشان بوده و ايشان را به منزله قانونى حىّ و ناطق مى پنداشتند.
روماتيسم ---> مفاصل.(سه)
رومارَن ـ اكليل الجبل[ر.م].(سه)
رومال ـ روى مال[ر.م].
رومان ـ قصّه و حكايت.(سه)
رومانى; رومانيا; رومانيه ـ چنانچه در «اوروپا» اشاره نموديم، نام يكى از ممالك نه گانه جنوبيه اوروپا است كه داراى يازده كرور نفوس بوده و پايتخت آن بخارست مى باشد كه به نوشته بعضى معاصرين، به ٠٠٠،٧٢٠ نفس مشتمل مى باشد.
روملوس ـ (چو عودسوز) در برهان[ر.ض گويد كه نام شهرى است از فرنگ به نام بانى خود ـ كه پسر نمرود است ـ موسوم و او پدرش را در زمان حكومت خود خادم ساخته و امر نمود كه آلت تناسلى او را بريدند. پس نمرود بدين جهت از او گريخت و بعد از گريختن نمرود اين شهر را بنا كرد، انتهى. ظاهر اين است كه روملوس همان رومولوسر.م] بوده و ترجمه مزبوره شبيه به افسانه است.
رومنا ـ (به ضمّ اوّل و فتح ميم) انار (ند) و(به كسر ميم) رومينا[ر.م].
رومولوس ـ (ل) رجوع به «روما» نمايند.
رومه ـ (چو روزه) موى زهار و اندام.
رومى ـ منسوب به روم و در «تاريخ رومى»، رجوع به «تاريخ اسكندرى» نمايند.
رومى بچگان ـ اشگ چشم.
رومى خوى ـ مردم دوروى و مزاج گوى[ر.م].
رومى زن رعنا ـ آفتاب.
رومى و زنگى; رومى و هندى ـ روز و شب.
رومينا ـ مخفّف روى مينا[ر.م].
روميّه ـ روما[ر.م] و اورمى[ر.م] و علاوه بر آنچه در «اورمى» مذكور داشتيم، بازهم بر وجه اجمال مى گوييم كه به نوشته بعضى از ادباى عثمانى، شهر اورمى در زبان عجمان به شهر زردشت موسوم و قديماً به تربرما مسمّى بوده و اسقلينوس حكيم را ـ كه ترجمه حالش مذكور افتاد ـ در اين شهر