قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٩٨
جشميزك ـ بر وزن و معنى چشميزك [ر.م].
جشن ـ (چو چمن) تب و حرارت و (چو تشت) شادى و عيد و مجلس مهمانى و عيش.
جشن آبان ---> آبان.
جشن آبريزگان ---> آبريزگان.
جشن آذر ---> آذر.
جشن اُردِگان ـ روز سيّم ارديبهشت ماه قديم كه بنابر قاعده مذكور در «آبان»، روز جشن پارسيان است.
جشن اسپندگان; جشنِ اسفندگان ---> اسپندارمذ.
جشن بزرگ ـ نوروز خاصّه.
جشن بهمن ـ روز دويّم بهمن ماه قديم كه بنابر قاعده مشهوره، روز جشن پارسيان است.
جشن پَوَرْدگان ---> پوردگان.
جشن تيرگان ـ بودن آفتاب در برج سرطان[ر.م] كه بنا به قاعده مذكوره در «آبان»، روز جشن پارسيان است و به «تيرگان» هم رجوع نمايند.
جشن خردادگان; جشن دى; جشن ديگان ـ اوّلى، روز ششم خرداد ماه قديم و دويّمى و سيّمى، روز نُهم يا سيزدهم دى ماه قديم كه بنابر قاعده مشهوره، روز جشن پارسيان است.
جشن ساز ـ روز اوّل ماه هاى جلالى است، چنانچه در «تاريخ جلالى» مذكور افتاد.
جشن سده ---> سده.
جشن شهرگان; جشن شهريور ---> شهريور.
جشن فوردجان; جشن فوردگان ـجشن پوردگان [ر.م].
جشن گل كوبى ---> گل كوبى.
جشن مردادگان ---> مردادگان.
جشن مردگيران ـ روز پنجم اسفندارماه و يا روز اوّل از پنج روز آخر آن ماه كه در اين روز زنان بر شوهران مسلّط بوده و مطايبه ها كرده و هر مطلبى كه دارند مى سازند و رجوع به «رقعه كژدم» نمايند.
جشن مريم ـ كنايه از طعام و شرابى كه از جنبانيدن درخت از براى حضرت مريم حاصل مى شد.
جشن مهرگان ---> مهرگان.
جشن نيلوفر ـ جشن روز هفتم خردادماه و هم رجوع به «آبان» و «مرداد» نمايند.
جشه ـ(چو پشّه) پيمانه روغن و (چو جُثّه) آستين جامه.
جشير; جشيره ـ(چو صغير و صغيره) جولاهه و بافنده و جوال بزرگ و آش آرد ماستى.
آيين سيزدهم