قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤٥٦
و معطّل گذارد. (ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحَانَكَ)(آل عمران، ١٩١). و بالجمله بعد از ثبوت اينكه هريك از ثوابت شمسى است مستقل و نورى و نارى، ظنّ قوى كرده و بلكه بعد از اثبات صانع حكيم و ملاحظه حكمت بالغه او قطع مى نماييم بر اينكه هريك از آنها هم مانند شمس ما صاحب نظام و اداره و خانواده و اقمار و سيّارات مى باشند.
و اما ديانت مقدسه اسلاميّه كثرت و تعدد عوالم را به عبارات مختلف گوشزد عالميان فرموده و اينكه كون منحصر به يك عالم و يك نظام نبوده و خداى قادر شموسى مانند شمس ما آفريده كه هريك از آنها مثل اين شمس ما صاحب نظامى مستقل و خانواده اى جداگانه بوده و داراى مخلوقات بى شمارى مى باشند كه به جهت فقد روابط از اوضاع يكديگر بى اطلاع مانده ايم و چنانچه مصرّح به بعضى آثار دينيّه است، اين دنيا و نظام ما از مشرق تا مغرب يكى از آن عوالم غير محصوره مى باشد بلكه هريك از آن عوالم ديگر كه به اراضى و سماوات و حيوانات و نباتات مشتمل است، از اين عالم محسوس ما به مراتب كثيره بزرگ تر و عدد ايشان از عدد انس و جن فزون تر بوده و از خلقت آدم و ابليس اطّلاعى ندارند. بلى اشكال در اين است كه مقدار عدد عوالم كه در آثار دينيّه ورود يافته موافق لوحه ذيل:
|
١٤ |