قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٤٥
وخانه اى كه تشت و آفتابه و مانند آنها در آن گذارند كه در اين زمان آبدارخانه گويند.
تشتْ خوان ـ سينى و مجمعى معروف و خوانى سفره اى كه به جهت طعام گذارند.
تشت دار ـ كسى كه آفتابه لگن و مانند آن را نگه دارد و در اين زمان آبدار و قهوه چى گويند.
تشتِ زر; تشتِ زرّين ـ آفتاب.
تشتِ سيمين ـ ماه.
تشت گر ـ كسى كه تشت مى سازد و هم سازنده ساززننده و مطربى هم بوده.
تشتِ نگون ـ آسمان.
تشت و خايه ـ علم نجوم و نام طلسمى و نوعى از بازى است كه تخم مرغ را خالى كرده و از جيوه و شبنم پر كرده و محكم نموده و در تشت مسى اى گذارند. چون تشت با هوا يا آتش گرم شود، همان تخم مرغ به رقص آمده و به جانب هوا پرّان شود، چندان كه از نظر غايب گردد و ازآن رو كه زمين در ميان آسمان است، كنايه از آسمان و زمين هم هست.
تشتخوان; تشتدار ـهر دو مكرّر و به تركيبات «تشت» رجوع شود.
تشتر ـ (چو عنبر) نام ميكائيل.
تشتمير ـ تشمير[ر.م] است.
تَشتَن ـ غليواج[ر.م] و زغن.
تَشته ـ پنگان[ر.م] و ساعت.
تشتيوان ـ (چو كشتيبان) بسفايج[ر.م].
تشتيون ـ (چو سرنگون)[١]
تشريح ---> آناتومى.
تشريف ـ به عربى، مكرّم و معزّز داشتن و خلعتى كه بزرگان دهند.
تشريق ـ(ر.ف) و در اصطلاح احكام نجومى، بدان كه هر كوكبى به حدّ معيّنى و مقدار مشخّصى كه به آفتاب نزديك تر شد، مخفى و در تحت شعاع آفتاب واقع شده، ديگر نمايان نمى شود و آن حد و مقدار را «حدّ تغريب» اين كوكب گويند، چنانچه به حد و مقدار معيّنى كه از آفتاب دورتر شد، از شعاع آفتاب خارج شده و ظاهر و نمايان گردد و آن حد و مقدار را هم «حدّ تشريق» آن كوكب نامند.(عر)
تشرين ـ (ل) به «تاريخ اسكندرى» رجوع نمايند.
تشليخ ـ (چو تسليم) جانماز و سجّاده.
تَشمير ـ بسفايج[ر.م].
تَشميزَج ـ بر وزن و معنى چشميزك.
تشمين ـ (ل) بسفايج[ر.م].
تشن ـ (چو چمن) چشميزك[ر.م].
تشنّج ـ (چو تصرّف) رجوع به «فالج» نمايند.
تشنك ـ (چو اندك) يافوخ[ر.م] است.
تشنه ـ معروف است.
تشنه جگر; تشنه چيزى بودن; تشنه دل ـ اشتياق و اضطراب و طالب و راغب و سوخته دل.
تَشوير ـ خجلت و اضطراب و شرمندگى.
تشويق ـ (ر.ف) و به پارسى «گسيلانيدن»گويند.(عر)
تشّه ـ (چو پشّه) پيمانه روغن.
تشهيزج ـ (چو بدطينت) عينك و چشمك.
تشى ـ (چو على و تهى و بِهى) سيخول [نوعى خارپشت ] و مردم پرشپش و منسوب به تش[ر.م].
تشير; تشيره ـ(چو بشير و هليله) سايه و مازى[ر.م] و آش عدس.
آيين پانزدهم