قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٩٧
عثمانى[ر.ض] گويد: سطح زمين ٥١٠ كيلومتر مربّع مى باشد كه از آن جمله ٣٨٣مليون بحار و درياها بوده و ١٢٧خشكى مى باشد و در بعضى از ترجمه هاى هيئت جديده گويد كه دور كره زمين ٣٧٥٠٠ وِرست]ر.م [بوده و هر طرف آن در اين مسافت مساوى است و به مساحت ديگر ٤٠مليان متر است. و بعضى گويد كه دور زمين ٦٤٤٠٠٠ فرسخ است و در كشف القناع[ر.ض] گويد كه مسافت سطح زمين ٢٠٠مليون ميل مربّع و دايره آن مقدار ٤٠مليون متر مى باشد كه هر مترى يك ذراع و ثلث ذراع است و بااين همه، كوچك ترينِ كرات و كواكب بوده و به فرموده بعضى از ارباب فن، ٤٩ برابر ماه و ٠٠٠،٣٠٠،١ بار از آفتاب كوچك تر است.
ماده٥. در شكل و وضع زمين: ازآن رو كه اسباب و آلات كاشفه از اين مدعا را در قديم الزمان نام و نشانى نبوده، معرفت شكل واقعى زمين صعب و مشكل بوده بلكه حس ظاهرى و نظر بدوى اغفال كرده و زمين را هموار و مستوى پنداشته و از براهين مسئله هم غافل محض بوده و اصلاً عطف نظر بر آنها نمى نموده اند و بالجمله همين مسئله غامضه محل حيرت فلاسفه و حكما بوده و به چندين عقيده مى باشند. بعضى از ايشان زمين را به شكل دف دانسته و برخى به صورت سپر و ديگرى مثل طبل و چهارمى شبيه نصف طبل و پنجمى مانند ستون مستدير و ششمى به سان مسدّس شش پهلو و هفتمى به اندام كشتى مجوّف پنداشته و سيّدشهرستانى[ر.ض] چند قول ديگر نقل كرده:
١. قول انكسيمايس كه زمين مسطح و مانند ورقه قلعى در فضاى هوا محمول و معلّق مى باشد.
٢. قول قدماى يونان كه زمين به شكل دايره مسطحى است كه مركز آن بلاد يونان و محيطش سواحل بحر محيط[ر.م]است.
٣. قول رؤساى دين مسيح و پاپ هاى ايشان كه زمين بر ستون هاى بسيار اعتماد كرده و الى غيرالنهايه امتداد دارد.
٤. قول بعضى قدما كه به شكل مخروطى بوده و سر آن در بالا و ته آن در پايين بوده و غيرمتناهى است.
٥. قول پنجم ـ كه از جهت ادله و براهين مفصّله در محل خود اتقن اقوال مى باشد ـ كرويّت تامه آن است به طورى كه محيط استوايى آن به محيط قطبى اش مساوى بوده و اين همه اعوجاجات و پستى و بلندى و تلال و جبال عاليه و قلل مرتفعه اصلاً به كرويّت حسيّه آن قادح نمى باشد زيراكه نسبت به زمين قدر محسوسى نداشته و مانند دانه خشخاش است نسبت به هندوانه بزرگى. و در كشف القناع[ر.ض] گويد: استداره زمين از عهد فيثاغورث تا حال متفق عليه فلاسفه و ادله آن بسيار است.
و مجموع اين اقوال به دوازده منتهى شده و در اينجا قول ديگرى است كه نيوتون در حوالى ١٧٦٠ ميلادى اختيارش كرده و پس از زمان او اشتهار يافته و محل تصديق حكماى قرون اخيره گرديده است، و آن عبارت از كره ناقصه بودن زمين است كه از طرف شرق و غرب مستدير بوده و دو سمت قطبين شمالى و جنوبى آن مسطّح و به شكل هندوانه گردى مى باشد كه از هريك از بالا و پايين آن يك قطعه بريده باشند. سيّد شهرستانى]ر.ض [فرمايد كه محيط قطبى آن از محيط استوايى اش از قطر قطبى آن دو ميل بيشتر است. و در كشف القناع[ر.ض] گويد كه قطر استوايى آن نسبت به قطر قطبى آن ٢٦ميل طولانى تر است. و احمد رفعت عثمانى[ر.ض] گويد: محيط قطبى ارض چهل مليون متر و نصف قطر استوايى آن ٠٠٠،٣٧٧،٦ متر و نصف قطر قطبى آن ٠٠٠،٣٥٦،٦ متر بوده و از مقدار تفاوت اين دو نصف قطر ـ كه ٠٠٠،٢١ متر مى باشد ـ مكشوف مى گردد كه مقدار تسطيح قطبين آن ٤٢ كيلومتر است. و سيّد شهرستانى[ر.ض] گويد كه اين قول آخرى در حكم امروزه مشهور و محل تصديق حكما و موافق مدلول ادله و براهين محكمه مى باشد. پس همين مطلب را ـ كه شبه كره بودن زمين و مسطّح بودن قطبين آن است ـ به طرزى بس عجيب از كلمات ائمه دين مبين اسلامى استكشاف نموده كه نقل آنها موجب اطناب است. شكّر الله مساعيه الجميلة.
ماده٦. در تعدد و وحدت زمين: بدان كه قدما از تعدد