قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٩٦
زمهرير ـ (چو زنجَبيل) سرماى سخت و اقصاى كره هوا كه بسيار سخت و مركّب از «زم» به معنى سرما و «هرير» به معنى كننده است و رجوع به ماده ٢ «هوا» هم شود.
زَمى ـ مخفّف زمين.
زمياد ـ (چو فرياد و تحيّات) مخفّف زامياد[ر.م] است.
زميدن ـ (چو رَسيدن) خاييدن[ر.م و جاويدنر.م].
زمين ـ (چو كميل) به عربى، مصغّر زمان و(چو امين)هم به عربى، زمين گير و به پارسى، مآل و مرجع و طرز و قاعده و معنى و مفهوم و به معنى معروف كه به پارسى «زمى» و «گرد» و «كودر» و«اسپندارمذ» هم گفته كه به عربى «ارض» و به فرانسه «تِر»گويند و عبارت از جسمى است گرد و مستدير به شكل كره بزرگى مسطّح القطبين كه با تراب و احجار، مستور و مكمن انواع معادن و به نوشته فن طبقات الارض، جوفش نار و رويش قشر و بعد مسافت آن از آفتاب به نوشته بعضى از ارباب هيئت جديده، ١٤٠مليان وِرست[ر.م] و به مساحت ديگر ـ كه بعضى از محققين اهل عصر تصريح كرده ـ ١٣ يا ٩٣مليون ميل است و ترجمه اجمالى آن را در ضمن چند ماده ثبت اوراق مى نمايد:
ماده١. عده نفوس تمامى كره به نوشته كشف القناع[ر.ض]، ١٥٠٠مليون است و در آيينه جهان نما[ر.ض] گويد: مخلوق تمام دنيا ـ كه به تخمين مشخص شده ـ تقريباً ١٤٧٦كرور است، چنان كه ٧٨٠كرور در آسيا و ٤٧٦ در اوروپا و ١٢٠كرور در افريقا و ٨٨كرور در امريكا و ٢٤كرور در اقيانوسيّه مى باشد، و مخفى نماند كه مجموع اين پنج فقره ١٤٨٨بوده و ١٢ كرور از جمع فوق علاوه مى باشد. و بعضى از جغرافيين عصر عدد نفوس تمامى روى كره را موافق لوحه ذيل ٣٠٠٠كرور نوشته:
آسيا ١٦٤٠كرور
اوروپا ٧٤٠كرور
افريقا ٢٨٠كرور
امريكا ٢٧٠كرور
اوقيانوسيّه ٧٠كرور
و مخفى نماند كه اين قول عين نوشته كشف القناع]ر.ض [بوده و اختلاف ارباب فن ناظر بر اختلاف زمانشان است.
ماده ٢. بعضى از مدققين عصر از محققين حكما نقل كند كه زمين به چيزى وصل نشده و به هيچ چيز تكيه نكرده و خودبه خود قائم و در فضاى غيرمتناهى شنا كرده و جز قدرت الهى چيزى ستون آن نشده و نگهبان و نگهدار ديگرى ندارد و اين مطلب را از كلمات پيشوايان دين اسلامى و اخبار و ادعيه و خطب ايشان كه بر قوام زمين و آسمان بدون دعائمستون ها و قوائم دلالت دارند، استكشاف نموده به شرحى كه در محل خود نگارش يافته.
ماده٣. در تقسيم زمين به قطعات جداگانه: بدان كه دوثلث تمامى كره و يا سه ربع آن دريا و يك ثلث يا يك ربع آن خشكى بوده و همين است كه در السنه به «ربع مسكون» اشتهار دارد و به مناسبتى كه در «اقليم» مذكور افتاد، سمت شمالى خط استوا را به هفت قسمت كرده و هريكى را «اقليم» نام نهاده اند و به مناسبتى كه هم در محل خود مذكور است، تمامى خشكى زمين را خواه سمت شمالى خط استوا باشد و يا جهت جنوبى آن، روى هم رفته به پنج قسمت مقسوم داشته و هريكى را «قطعه» و يا «قارّه» نام كرده اند و چهار از آنها ـ كه اوروپا و آسيا و افريقا و اوقيانوسيّه است ـ در نصف شرقى آن واقع و يكى ديگر ـ كه امريكا باشد ـ در نصف غربى آن مى باشد و ايضاً چهارمين قطعات پنج گانه مزبوره را «عالم بحرى» خوانده و سه اوّلى را «برّ قديم» نام كرده و پنجمى را «برّ جديد» گويند. و ايضاً هريكى از قطعات را به نام «مملكت» و «جزيره» و «شبه جزيره» و غيرها به اقسام مختلفه تقسيم نمايند، به شرحى كه در محل خود مذكور است.
ماده ٤. در حجم و بزرگى آن: قوشجى[ر.ض] گويد: دوره زمين و محيط عظيمى كه بر آن فرض كنند، ٨٠٠٠ فرسخ و قطر آن ٢٤٤٥ فرسخ و يا ٨٠٠٠ ميل و مسافت تمام روى زمين ٦٣٦،٣٦٣،٢٠ فرسخ و مساحت مقدار معمور از روى زمين ٧٤٥،٦٧٦،٤ فرسخ است و سيّدشهرستانى]ر.ض [گويد كه قطر زمين ٨٠٠٠ ميل است و احمد رفعت