قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٣٥
حركت كواكب بوده و رسيدن آنها به مواضع معيّنه را ثبت نمايد. بعد از آن به كثرت استعمال من باب تسمية المحلّ بالحال بر محل و موضعى اطلاق كرده اند كه در آن رصد كواكب مى كنند.
و چون شرح اجمالى معنى اصطلاحى رصد نگارش يافت، به ذكر پاره اى ارصاد مشهوره عالم مى پردازيم: احمد رفعت عثمانى[ر.ض] گويد كه بايد عموم رصدخانه ها در مكان بسيار بلندى ـ كه تمامى اطراف از آن نمايان باشد ـ بوده و آلات و ادوات رصديّه فوق الغايه مكمّل باشد و اوّل و اقدم رصدخانه هايى كه در عالم تأسيس يافته آن است كه بلوسنام از ملوك آثوريه[آشور ] در بابِل در بين النهرين ايجادش كرده و منجّمين كلدانى هم، اهمّ اعظم رصدات فلكيّه را در آنجا معمول داشته و پس از مدتى عرب ها و چينى ها و مغولان بناى رصد گذاشته و پس از آن اوروپايى ها تأسيس دادند. و نيز در تحت عنوان «زيج» گويد كه از راصدين مشهورين، افلاطون در روم و بطلميوس در هند و ابوالحسن صوفى در شيراز و بستانى در رقّه[ر.م] و الغ بيگ در سمرقنددر ازبكستان و ابن شاطر در دمشق و ابوالوفا و خواجه نصير طوسى در بغداد كتاب ها نوشتند. و بالجمله يكى از ارصاد مشهور، رصد ابرخس حكيم است كه تقريباً در دويست سال مقدّم ميلادى بسته شده و رصد بطلميوسى است كه در قرن دويّم ميلادى مرتّب گرديده و در اسلام هم اوّلين رصد، رصد مأمونى است كه به امر آن خليفه در ٢١٤ هجرى در بغداد تأسيس يافته، سپس رصد بنانى در شام و رصد حاكمى در مصر و رصد بنى اعلم در بغداد به اتمام رسيده و ابوحنيفه دينورى ـ كه از رياضيين مشهور عالم است ـ در ٢٣٥هجرى به امر ركن الدوله ديلمى رصدخانه اى در اصفهان بنا نمود. و اتقن همه ارصاد مشهوره رصد خواجه نصير طوسى است كه از طرف هلاكوخان بر بستن آن مأمور گشته و به نوشته تاريخ وصّاف] ر.م[، هلاكوخان هم اوقاف كل ممالك را به تصرّف خواجه داد تا يك عشر آن را در وجه مخارج رصد مصروف دارد و علاوه بر آن براى مصارف اين كار بر خزينه و عمّال چندان مال حوالت كرد كه از حساب بيرون رفت و خواجه به حكم هلاكوخان جمعى از اساتيد و مشاهير رياضيين و ارباب نجوم را ـ كه فن رصدى مى دانستند ـ براى انجام اين كار احضار فرمود كه از جمله آنها نجم الدين دبيران از قزوين و فخرالدين مراغى از موصل و فخرالدين طبيب اخلاطى از تفليس و مؤيدالدين عرضى از دمشق و محيى الدين مغربى و قطب الدين محمود شيرازىاست. پس براى محل رصد جايى از شمال شهر مراغه را اختيار كرده و به تاريخ ٦٥٧ هجرى در همان موضع رصدخانه اى در نهايت دقت و اتقان بنا نهاده و آن حكيم بى نظير از روى همين رصد مذكور زيجِ خانى يا ايلخانى را به نام هلاكوخان تأليف داده و تمامى مندرجات آن بعد از پاره اى مواد تاريخيّه، عبارت از مقدار سير كواكب و عرض و طول آنها و اوقات مطلع آنها مى باشد و چند جدول ـ كه از زيج هاى متقدّمين، مانند گوشيار و علايى و فاخر و شاهى نبود ـ بر آن زيج افزوده و كتابخانه مفصلى براى آن رصدخانه بنا نموده و آن را از كتب منهوبه شام و بغداد مشحون فرمود. نقل است كه از چهارصدهزار نسخه در آن كتابخانه مخزون بود و زيج ايلخانى مذكور ـ كه خواجه در ٦٥٧هجرى در رصد مراغه ترتيب داد ـ نه تنها در اسلام بلكه در تمام اقطار عالم اعتبار يافته و نام نامى او بلند گرديد. و از مورخين فرنگ نقل است كه در سال ١٦٥٢ميلادى ـ مطابق ١٠٦٣ هجرى ـ در شهر لندن جدول طول و عرض را از روى زيج ايلخانى خواجه ترجمه كرده و منتشر نمودند و بعضى از فضلاى عصر گويد: اگرچه پيش از خواجه و بعد از وى رصدهاى زياد در عالم تأسيس شده ولى هيچ كدام به اتقان رصد خواجه نبوده و ارصاد قرون اخيره ـ كه در پاريس و ديگر بلاد اوروپا برپا شده ـ اگر مزيتى بر رصد خواجه دارند همان تكميل اسباب و دقت آلات آنها است و الا مى توان گفت كه رصد خواجه اوّلين رصد عالم است.
رصدخانه ـ همان رصد نجومى است كه مذكور افتاد.
رصدخانه دهر ـ دنيا.
رصدخانه خاكى ـ دنيا و جسد آدمى.
رصدگاه; رصدگه ـ رصدخانه[ر.م]، اِفراداً و تركيباً.