قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣١٢
تقرّب جويد:
«سگ اصحاب كهف روزى چند *** پى نيكان گرفت و مردم شد
پسر نوح با بدان بنشست *** خاندان نبوّتش گم شد».
١٠. بايد سالك با اهل سلسله و ابناء طريقه خود زيادتر از برادر صلبى و بطنى خود رفتار كرده و كوچك ايشان را در درجه برادر بزرگ جسمانى خود دانسته و در مصافحه و زيارت و آداب اتحاد در حق ايشان تكاهل ننمايد.
١١. محاسبه نفس و موازنه اعمال نيك و بد در حوالى غروب از هر روز و مداومت به اغسال مندوبه و پاره اى آداب شرعيّه على حده كه بعضى از آنها را بالخصوص مذكور داشته و من جمله مداومت بر وضو نمودن است كه در صورت تعذّر هم بايد تيمّم نموده و بىوضو نباشد.
١٢. خواندن دعاى اعتصام در عقب نماز صبح و عشا و زيارت حضرات ائمه معصومين(عليهم السلام) بعد از نماز عصر و عشا و همچنين بعد از نماز صبح كه به محض فراغت، بسم الله گفته و موافق فقره دوازدهم دوازده امام خواجه حضرت حجة الله ـ عجّل الله تعالى فرجه الشريف ـ را زيارت كرده و پس از اتمام، به اذكار مقرّره طريقتى پرداخته، پس برخاسته و حضرت سيّدالشهدا(عليه السلام) و انصار او را زيارت نموده، پس رو به مشرق بوده و حضرت ثامن الائمه(عليه السلام)را زيارت كرده، پس بازهم به سمت قبله متوجّه شده و مشغول زيارت حضرت حجة الله ـ عجّل الله تعالى فرجه الشريف ـ مى باشد و يا اينكه در عوض اين سه فقره به فقرات اوايل زيارت جامعه كبيره اقدام نمايد. السّلامُ عَليكُمْ يا أهلَ بَيتِ النُّبوّةِ.
١٣. در هر كارى كه بخواهد اقدام نمايد با يك دو نفر از برادران طريقتى شور كرده و صلاح و فساد آن را استكشاف نمايد و هم ـ به شرحى كه در محل خود نگارش يافته ـ به تسبيح يا كلام الله المجيد استخاره نمايد.
١٤. طفره نزدن و عذر نياوردن است در اداى حقوق الله از زكات و فطره و نذر و صدقه و غيره، خصوصاً در اداى خمس كه حق مخصوص آل رسول است.
اين مطالب به جهت خبرت ناظرين بر وجه اجمال ثبت اوراق گرديد و ازآن رو كه مطلب دينى و در بوته اهمال گذاشتن پاره اى دقايق آن علاوه بر اينكه وظيفه لازمه خود مى دانم، در بعضى موارد سبب شبهه عوام است و لذا به طرز مختصر و سهل و ساده به طورى كه عموم پارسى زبانان از آن بهره مند گرديده و به هرزه درايى پاره اى مردمانى كه به صورت اسلام و به نام اسلام تيشه بر ريشه آن مى زنند، نگرايند، يك فقره از كلمات مذكوره را مطرح مذاكره نموده و ساير جزئيات آن را به محل مناسب خود محوّل مى داريم:
بدان ـ وفّقك الله لدين الحق ـ كه سلسله ذهبيّه از جمله سلاسل صوفيّه و محذوراتى كه بر وجه عموم دامن گير صوفيّه مى باشند ـ چنانچه ان شاءالله تعالى مذكور خواهد شد ـ در تحت عموم پاگير اين سلسله هم مى گردد. و بالخصوص مى گوييم كه در مواضع عديده از كتاب مزبور خودنافع بودن و مثمر ثمر بودن و مثمر ثمر شدن هريك از ذكر و تلاوت و اصول خمسه مذكوره و كليه افعال حسنه و اعمال مرضيّه در طريقت را منوط به اذن و اجازه رهبر و مرشد و پير زمان و بزرگ عصر داشته بلكه در خاتمه كتاب خود اين مطلب را «شرط الشروط» و «ام الكتاب» و «روح الارواح» نام كرده و گفته كه سالكين صادق بااخلاص و يقين و پيروان شريعت حضرت خيرالمرسلين بدانند و آگاه باشند كه آنچه جزواً و كلاً از آداب حسنه و عبادات شرعيه مستحسنه و افعال جميله و اخلاق و عادات ممدوحه در طريقت، در صورتى مفيد فوايد دينى و مثمر آثار ايمانى و منتج نتايج ايقانى قلبى و روحانى و سرّى خواهد شد كه شخصى به هر نوع زحمت و جان كندن بوده باشد، اوّلاً رهبر ظاهرى عصر و بزرگ و پيشرو و پير اين طريقه ناجيه ذهبيه محمديه علويه رضويه مهدويه(عليهم السلام) را شناخته، ثانياً دست توسّل به ذيل رأفت آن بزرگوار زده، خود را كالميّت بين يدى الغسّال، در بين دو انگشت آن سيمرغ قاف ولايت انگاشته، پس از آن به دستورالعمل آن پير روشن ضمير به صدد عمل نمودن به احكام شريعت غرّا و مشى كردن در جاده مستقيمه طريقت بيضا برافتاده تا از ورزشورزيدن اين دو شيوه جميل و كوشش در