قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٣٠٩
حسنيّه و ادهميّه و بسطاميّه به ترجمه حال سلسله معروفيّه ـ كه بهواسطه معروف كرخىصوفى قرن ٢هـ به حضرت رضا(عليه السلام) موصول مى باشد ـ پرداخته و گفته كه چون شعبه هاى متعدد از بحر سلسله معروفيّه منشعب و هريكى به نام شيخى و مرشدى مسمّى گرديده، آن را امّ السّلاسل نامند و همه آن شعب عديده به چهارده شعبه بالغ گرديده:
١. سلسله سهرورديّه كه منسوب به شيخ ابوالنجيب ضياءالدين عبدالقاهر سهروردىقرن ٦هـ است.
٢. مولويّه: كه منسوب است به مولانا جلال الدين محمد بلخىقرن ٧هـ مشهور به رومى.
٣. نوربخشيّه: كه به جهت انتساب به سيّد محمد نوربخشقرن ٩هـ بدين اسم اختصاص يافته.
٤. صفويّه: كه منسوب است به سيّد سند شيخ صفى الدين اسحاق موسوى اردبيلىقرن ٧و٨هـ، جدّ سلاطين صفويّه.
٥. نعمة اللهيّه: كه به سيّد نورالدين شاه نعمة الله ولى[قرن ٨هـ ] منسوب است.
٦. ذهبيّه كبرويّه: كه به شيخ نجم الدين كبرى خوارزمى خيوقى قرن ٦ و ٧هـ منسوب است
٧. ذهبيّه اغتشاشيّه: كه به سيّد عبدالله مشهدى متصل است.
٨. بكتاشيّه: كه به سيّد محمد رضوى مشهور به حاجى بكتاش ولىقرن ٧ و٨هـ نسبت دارد و شرح اجمالى آن در «بكتاش» مذكور افتاد.
٩. رفاعيّه: كه به سيّد احمد رفاعى موسوى [قرن ٦هـ ] انتساب دارد.
١٠. نقشبنديّه: كه به خواجه بهاءالدين محمد نقشبند بُخارى قرن ٨هـ اتصال دارد.
١١. جماليّه: كه به پير جمال الدين اردستانى [قرن ٩هـ ] منسوب است.
١٢. قونيويّه: كه به شيخ صدرالدين محمد ابن اسحاق قونيوىقرن ٧هـ نسبت دارد.
١٣. قادريّه: كه به شيخ عبدالقادر جيلانى [قرن ٦هـ ] متصل است.
١٤. سلسله پير حاجات كه به جناب ابواسماعيل خواجه عبدالله انصارى هروى ابن ابى منصور محمد[قرن ٥هـ ] انتساب يافته.
پس به فاصله چند سطرى گويد كه چون كسانى كه به خدمت حضرت امام انام على ابن موسى الرّضا(عليهما السلام)اعتراف نموده اند به دوازده امام معترف بوده و از شبهه وقوف و غلّ و غش بيرون آمده اند، اين سلسله را ذهبيّه نيز خوانده اند. و اين كلام صريح است در اينكه تمامى شعب چهارده گانه سلاسل معروفيّه را ذهبى گفتن صحيح باشد و وجهى به اختصاص سلسله ششم و هفتم بدين اسم به نظر نرسيده الا وجهى مستقيم كه از براى سلسله هفتم مذكور خواهد شد. و مخفى نماند كه گاهى بعضى سلاسل چهارده گانه به نامى ديگر نيز غير از نام هاى مذكوره خوانده مى شوند، چون: همدانيّه كه به امير سيّد على همدانى منسوب و در حقيقت ذهبيه نوربخشيّه و ذهبيّه اغتشاشيّه به وى منتهى مى گردد، و خلوتيان، كه به شيخ محمد خلوتى منسوب است، و سلسله خواجگان كه به خواجه يوسف همدانى منتهى گردد و نقشبنديّه از آن شعبه اند، و شاذليّه به شيخ ابوالحسن مغربى شاذلى قرن ٧هـ منسوب است و على هذا القياس. وبالجمله چون تصوّر اجمالى ذهبيّه كه اصل منظور نظر است، موقوف به ذكر سلسله نوربخشيّه مى باشد، ولذا من باب مقدّمه به ذكر اجمالى اين سلسله مى پردازيم: در همان كتاب گويد كه چون ترتيب سلسله كبرويّه ذهبيّه از ميرسيّد على همدانى به خواجه اسحاق ختلانى رسيد، وى با سيد محمّد نوربخش بيعت نموده و لقب نوربخش به وى مرحمت فرمود و چون سيّد عبدالله برزش آبادى مشهدى ـ كه از اصحاب خواجه اسحاق بود ـ اين بشنيد، گفت: اگر خواجه با او بيعت كرد ما از خواجه برگشتيم. پس خواجه از روى مكاشفه فهميد و گفت: ذَهَبَ عبدالله. و الحال در خراسان مريدان سيّد عبدالله را صوفيّه گفته و مريدان سيّد محمد را ـ كه بالاتفاق خليفه خواجه اسحاق است ـ نوربخشيّه خوانند و ميان مريدان اين دو طايفه در نفى و