قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ٢٢٩
آفتاب، بسيار و تأويل به عالم عقول دور از انصاف است و با وجود اين پاره اى فقرات آنها محل نظر و محتاج به تنقيد است. اوّلاً اختلاف در عدد آفتاب كه در بعضى چهل گفته و در ديگرى دوازده فرموده وسيّمى فقط به كثرت آنها تصريح كرده بدون ذكر مقدار آن; پس مى گوييم كه اين اختلاف در عدد با اصل تعدّد و كثرت ـ كه مدلول جامع و مفهوم مشترك آنها است ـ منافات ندارد با اينكه آن بزرگواران در محاورات و مخاطبات خودشان هماره طريقه حسنه عقلانى را مسلوك داشته و درجه استعداد سامع را ملحوظ فرموده اند، پس ممكن است كه در هريك از اين كلمات قدسى سمات به اندازه فهم مخاطب بيان مطلب فرموده باشند، علاوه بر اينكه امثال اين اعداد بيشتر از براى افاده تعدد و كثرت باشد نه از براى تعيين معدود و تشخيص مقدار آن; پس ذكر اربعين و مانند آن منافى با هزاران بودن آفتاب نباشد. و ثانياً خبر اوّل و چهارم از اخبار مذكوره و همچنين آنچه بعضى فضلا به حضرت امير(عليه السلام) منسوب داشته اند: «انّ فى قمركم هذا لخلقاً كادوا يحرثون»، اگرچه هنوز در جايى به نظر نرسيده، منافى اتفاق قدما و مشهور متأخّرين است كه شمس و قمر هر دو جرمى اند جامد و اصلاً لوازم زندگانى و تعيّش از هوا و آب و مانند اينها در آنها موجود و پيدا نيست، پس وجود مخلوق حىّ و بقاى آن در اين دو كوكب خارج از تصوّر مى باشد و جواب اين شبهه به چند وجه ممكن است:
اوّل: مسكون نبودن شمس و قمر را مسلّم نداريم زيراكه جمعى از فلكيين قرون اخيره ـ كه من جمله هرشلستاره شناس انگليسى قرن ١٨م كاشف كوكب اورانوس است ـ معتقد شده اند بر اينكه اجرام علويّه بالتمام حتى اقمار و شموس آنها مسكون و هريكى داراى سكنه لايق به حال خود باشند كه در آن زيست توانند نمود، همچو سمندر در آتش.
دويّم: مراد از مسكون بودن شمس و قمر مسكونيّت عالم آنها و روشنايى آنهااست نه جرم آنها، چنانچه ما، سكنه زمين، را به همين نسبت سكنه و مردمان شمس و قمر گفتن و از اجزاى خانواده شمسيّه شمردن صحيح باشد.
سيّم: بعد از قطع نظر از همه اينها گيرم كه ظاهر اخبار مزبوره در موضوع مسئله مخالف مشهور بلكه اتفاق تمام فلكيين قرون عتيقه و جديده باشد، بازهم بايد به اقتضاى ديانت آنها را از ته دل قبول كرده و قطع به واقعيت آنها نموده و در انكشاف حقيقت آنها در نزد عقول قاصره ما نيز منتظر كمال عقول و استقامت افكار و تكميل آلات و اسباب باشيم، چنانچه اكثر حقايق و دقايقى كه حضرت عقل كل و اوصياى طاهرين او در اعصار و امصار جهالت كشف و نقاب از روى مدعا برداشته بوده و در نزد متقدمين در تحت حجاب بود، به مرور دهور بهواسطه ترقيات افكار و استكمال اسباب و آلات مكشوف و چراغ علم ايشان نورافكن عالميان گرديده و بعد از قرون كثيره صدق و واقعيت آن كلمات سراپا حقيقت مشهود اهل عالم بوده به طورى كه ملل غرب به كشف آن حقايق مفتخر و اهالى شرق به ياد گرفتن و نشر كردن آنها مبتهج هستند. بارى، به چشم انصاف پيشوايان دين مبين را ببين كه در اعصار و امصارى كه جهالت آنها تاريخى و ضرب المثل بوده و از اين آلات و اكتشافات كنونى ـ كه نتيجه زحمات چند صد ساله عقلا و خلاصه عمرهاى گران بهاى حكما است ـ نه خبرى ظاهر بوده و نه اثرى باهر، اين گونه دقايق را كشف و به عرصه ظهور آورده و مرئيات تلسكوپ را با چشم هاى حقيقت بين ديده اند و با اين همه اين گونه معلومات و مطالب عميقه را اصلاً اهميتى نداده و نظاير آنها را اسباب فضيلت خود و دستاويز مقامات عاليه خودشان نشمرده و تمامى اوقات شريفه و وجودات مقدسه خودشان را در ترويج دين مبين و معارف حقه و عقايد الهيّه و نواميس شرعيّه مصروف و تمامى مردم را به اصلاح مملكت نفس و تكميل كمالات باطنيّه و ملكيات نفسانيّه و تهيه سفر آخرت ترغيب و تحريص مى فرمودند.
]تبصره محقّق: خورشيد(Sun)
طبق آخرين يافته هاى دانش روز، خورشيد داراى ويژگى هاى ذيل است:
١. تنها در مقايسه با بيليون ها ستاره كهكشان ها(راه