قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٨
سال وقوع يافته. و بالجمله اسامى شهور عرب را كه در زمان جاهليّت معمول بوده و مذكور افتاد، بعد از ظهور زمان سعادت بدين روش تغيير دادند:
١. محرّم الحرام كه در اين ماه جهاد كردن از محرّمات بوده.
٢. صفر كه از «صِفر» ـ به معنى خالى ـ اشتقاق يافته، چون در اين ماه حجّاج به اوطان خودشان عودت نموده و مكّه خالى از زائران مى مانده است.
٣. ربيع الاوّل.
٤. ربيع الثانى.
كه اين دو ماه در وقت تسميه شهور به فصل ربيع افتاده بود.
٥.جمادى الاولى.
٦. جمادى الثانى.
كه در وقت تسميه شهور انجماد اثمار در اين دو ماه به حصول پيوسته.
٧. رجب كه از «ترجيب» ـ به معنى تعظيم ـ است كه اين ماه به جهت حرمت قتال در آن معظّم بوده و يا چون حضرت رسالت مأبى(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «رجب نهرى است در بهشت; هركه در اين ماه روزه گيرد، از آن نهرش آب دهند»، بدان واسطه اين ماه را نيز «رجب» نام كردند و رجوع به «صمّ» هم نمايند.
٨. شعبان كه ارزاق عباد در آن منشعب گردد.
٩. رمضان كه از «رمض» ـ به معنى احراق ـ است و چون ماه رحمت و سوزاننده گناهان است، بدين اسم اختصاص يافته و يا بهواسطه آن است كه رگ ها در اين ماه از گرما و تشنگى سوخته مى شوند چون ريگ هاى حصار از تابش آفتاب كه ريگ تفتيده را «رمضا» گويند و يا مأخوذ از «رمض» است به معنى بارشى كه بعد از خشكى زمين و تيرگى هوا آمده و هوا را صاف گرداند.
١٠. شوّال كه تسميه آن در وقتى بوده است كه ناقه دم خود را از براى حمل گرفتن برمى داشته و آن حالت را «شولان ناقه» گويند.
١١. ذيقعده كه چون از اشهر حُرُم است، از قتال و جهاد قعود كرده و دست كشيده و در اين ماه و دو ماه ديگر ـ كه ذيحجّه و محرّم است ـ جنگ نمى كرده اند; اين است كه بعضاً هر سه را به «حرام» مقيّد سازند.
١٢. ذيحجّه كه اين ماه موسم حج اسلامى بوده و جنگ هم نمى كرده اند و لذا به «حرام» نيز مقيّد سازند.
تاريخ عيسوى ---> تاريخ ميلادى.
تاريخ غازانى ـ همان تاريخ ايلخانى[ر.م] است.
تاريخ فارسى; تاريخ فرس; تاريخ فرس قديم ـ يكى از تواريخ مشهوره و مستعمل فرسيان و به حسب وضع، بر ساير تواريخ اقدم و به جهت اشتهار به اسم يزدجرد يزدگرد ابن شهريارآخرين پادشاه ساسانى در قرن ٧م، به «تاريخ يزدجردى» نيز موسوم و سال ايشان مانند سال روميان ٣٦٥ روز و ربعىاست الاّ اينكه از شهور دوازده گانه روميّه هفت ماه، ٣١ روز و چهار ماه، ٣٠ روز و يك ماه، ٢٨ يا ٢٩ روز مى باشد ـ چنانچه در «تاريخ اسكندرى» اشارت نموديم. و در اين تاريخ بى تفاوت هر ماه را ٣٠ روز گرفته و ٥ روز زايد بر شهور را در آخر آبان ماه يا اسفندارمُذماهاسفند افزوده و آن را «خمسه مسترقه» خوانند و آن كسر زايد كه در تاريخ رومى در هر چهار سال كبيسه مى شد، در اين تاريخ در مدّت ١٢٠ سال يك ماه تمام شود و سال صدوبيستم را سيزده ماه گيرند و آن ماه را ـ كه كبيسه است ـ به نام ماهى خوانند كه به آخر آن ملحق شده و اسامى ايّام خمسه اين است:
١. اهنود. ٢. اشنود. ٣. اسفندمذ.
٤. دهشت. ٥. هشتويس.
ونام هاى شهور ايشان هم بدين گونه است:
١. فروردين. ٢.ارديبهشت. ٣.خرداد.
٤.تير. ٥.مرداد. ٦.شهريور.
٧.مهر. ٨. آبان. ٩.آذر.
١٠. دى. ١١. بهمن. ١٢. اسفندارمذ.
و گاه است كه نام ماه آخر را تخفيفاً «اسفندار» گفته و گاهى «اسفند» نيز گويند و گاهى فا را به باى پارسى تبديل نمايند. و چنانچه در «تاريخ جلالى» اشارت نموديم در اين زمان شهور آن تاريخ را نيز بدين اسامى موسوم دارند