قامــوس المعـــارف - مدرس تبريزى، محمدعلى - الصفحة ١٠٩
اُلوف شمرده و در «الف» ختم نمايند، پس «غ» يكى باشد و «ق» ١٠ و «ى» ١٠٠ و «الف» ١٠٠٠ و اين را «عدد عكس ابجدى» گويند.
فائدة: نوعى از حساب جمل ابجدى هم هست كه در استخراج اسماء معمول و آن اين است كه تمامى حروف بيستوهشت گانه را به همان ترتيب مشهور ابجدى دو قسم مساوى كنند كه هر قسمى ١٤حرف و اوّل قسم اوّل را نظيره اوّلِ قسم دويّم گويند و هكذا تا آخر حروف، پس «الف» نظيره «س» باشد و «ب» نظيره «ع» و همچنين تا آخر و اين عمل را «نظيره ابجدى» گويند و به نوشته بعضى از ادباى عثمانى، جمل ابجدى به نام صغير و كبير و اكبر به سه قسم منقسم مى باشد: امّا جمل صغير همان ابجد معمول و مشهور است كه در محلّ خود نگارش يافت و امّا جمل كبير آن است كه تنها زبر حروف را حساب نكنند بلكه زبر و بيّنات اسامى هريك از حروف را با همان حساب مشهور تعداد كرده و بشمارند، پس محمّد كه با حساب مشهور ٩٢ است زيرا كه حرف «م» كه در تلفّظ ميم است ٩٠ و «ح» كه در تلفّظ حا است ٩ و «د» كه در تلفّظ دال است ٣٥ مى باشد، و امّا جمل كبير آن است كه عدد حروف نام عربى عددى هريك از حروف كلمه مقصوده را بشمارند، مثلاً نام عربى عدد «م» اربعين و نام عربى عدد «ح» ثمان و نام عربى عدد «د» اربع است، پس حروف اربع و ثمان و دو اربعين را با هم حساب مشهور شمرده و مجموع آنها را ـ كه ١٥٣٠ مى باشد ـ عدد اكبرِ محمّد گيرند.
جملول ـ(چو مقبول) بادپيچ[ر.م].
جمله ـ(ر.ف).
جِمناستيق ـ به فرانسه، نوعى از بازى است كه به جهت رياضت بدن و تقويت اعضا معمول دارند.
جمند ـ (چو كمند) باطل و مهمل و بيكار و تنبل.
جمنه ـ (ل) نهرى است در شرق شهر اگرهدر هند، رجوع به معنى ١٣«گنگ» نمايند.
جمهره ـ (چو زَلزَله) كل و مجموع و همه.
جمهلو ـ (چو غرض گو و لَبلَبو) مشتك[ر.م] و نوعى از بازى.
جمهور ـ(چو پرزور) معظم و اكثر مردم و(چو منصور) نام يكى از پادشاهان هند بوده.
جمهورى ـ (چو پرزورى) منسوب به جمهور و شراب سه ساله و يا مطلق شراب كهنه و يا شراب مثلّث[ر.م] كه بعد از جوشانيدن دو ثلث آن رفته و يك ثلث مانده باشد و يا آن است كه مثلّث را با آب بجوشانند تا آب بسوزد ومدّتى بگذارند، پس استعمال نمايند و يا آن است كه آب انگور را بجوشانند تا ربع آن بسوزد و پس از آن در خم كنند و يا آنچه بعد از جوشانيدن نصف آن رفته و نصف ديگر باقى مانده كه به جهت ميل اكثر مردم بدان، بدين اسم موسوم گرديده و رجوع به «مشروطه» هم نمايند.
جمهوريّت كولومبيا; جمهوريّت متّحده; جمهوريّت متّفقه رولايات متّفقه.
جمهوريّه ـرجوع به قسم ٤٦ از فصل٢ مادّه ٤ «صوفيّه» نمايند.
جميز ---> شلكا.
آيين بيستويكم