إحقاق الحق و إزهاق الباطل - التستري، القاضي نور الله - الصفحة ٧٤٣ - كلمات الأعاظم و المؤرخين في شأن سيدنا الامام الشهيد عليه السلام
توحيد. و اين اشارت است بدانكه آن حضرت چون در راه حق تعالى جان عزيز را جهت رضاى او فدا فرمود، قطع منازل قرب فرموده به غايت توحيد رسيده است.
زيرا كه غايت توحيد الهى آن است كه موحد، خود را فداى حق تعالى سازد و از جميع منازل و مقامات بگذرد و روايت كردهاند كه آن حضرت در آن راه كه توجه كوفه فرموده بود، هر شب حكايات يحيى بن زكريا پيغمبر مىنمود تا آن شب كه صباح آن شهيد خواهد شد، فرمود: سبحان اللّه! من هو ان الدنيا على اللّه أن رأس يحيى بن زكريا بعث إلى بغي من بغايا بني إسرائيل، يعنى بدرستى كه از خوارى دنيا بر خداى تعالى آن است كه سر يحيى بن زكريا را پيش قحبه [اى] از قحبگان بنى إسرائيل فرستادند يعنى دنيا پيش خداى تعالى خوار است كه سر عزيز همچون يحيى كه اعز خلايق بود نزد خدا تعالى پيش فاحشه فرستادند.
و در اين سخن تسلى اهل بيت مىفرمود كه اگر سر مبارك او را پيش يزيد فرستند ايشان از آن تسلى باشند كه دنيا پيش خداى تعالى خوار است كه سر يحيى پيغمبر نزد فاحشه مىفرستند و سر بهترين خلايق حسين بن على پيش يزيد لعين پليد. و اين دلالت بر آن مىكند كه آن حضرت قطع منازل قرب فرموده دنيا را در نظر همت آن حضرت هيچ اعتبار نبود زيرا كه واصل بود با على مراتب توحيد.
أبي عبد اللّه الحسين بن علي الشهيد السيد السبط الزكي.
كنيت آن حضرت ابو عبد اللّه بود و آن حضرت را فرزندان بوده على اكبر و على أصغر، امام زين العابدين است. و نسل آن حضرت همه از امام زين العابدين است و دختر آن حضرت فاطمه است و سكينه. و شهيد از القاب آن حضرت است چنان [كه] مذكور شد. و ديگر از القاب آن حضرت سيد است زيرا كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم او را سيد خوانده چنانچه سابقا مذكور شد. و از القاب آن حضرت سبط است زيرا كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود: حسين سبطي است از اسباط؛ و مىتواند بود كه مراد آن باشد كه آن حضرت سبط پيغمبر است