تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٦ - سوره النجم(٥٣) آيات ٤٠ تا ٤٩
كه نموده شود در ميزان اعمال خود در روز جزا ثُمَّ يُجْزاهُ پس پاداش داده شود بآن سعى خود الْجَزاءَ الْأَوْفى بپاداشى تمامتر بر وفق عمل بدون نقص و خلل و نصب الجزاء بنزع خافض است و ميتواند بود كه بر مصدرية باشد و ها راجع بجزاء كه مدلول يجزيست و الجزاء بدل آن يا مفسران از قبيل وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا و ثعلبى در تفسير خود آورده كه عبد اللَّه طاهر كه والى خراسان بود حسين بن الفضل را طلبيد و گفت مرا سه آيه مشكلست حل آن نماى گفت كدامست گفت اول فاصبح من النادمين كه در شأن قابيلست هر گاه ندم از ذنب موجب مغفرت باشد چنانچه حديث النوم توبة دلالت صريح دارد بر آن پس چرا توبه او قبول نيامد و مستحق سخط ربانى شد دوم قوله تعالى وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى چون سعى فراخور عمل مكلفست پس جزاء ضعافا مضاعفه چه چيز است سوم كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ يعنى هر روز او سبحانه در شانى و كارى ديگر است و قول رسول كه جف القلم بما هو كائن الى يوم القيمة منافى اينست حسين بن فضل جواب داد كه ميتواند بود كه ندم در آن شريعت سبب توبه نبوده باشد بلكه آن مخصوص باشد بامت مرحومه بجهة بركت و ميمنت حضرت خاتم الانبيا چه حق سبحانه مخصوص ساخته اين امت را بخصايص بسيار كه امم سالفه در آن شريك نبودهاند يا آنكه ندامت او بر قتل هابيل نبوده باشد بلكه بر حمل بدن او بوده باشد پس توبه از او صادر نشده باشد و قوله وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى بر سبيل عدل است و اضعاف اين از روى فضل و كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ مراد شؤنيست كه ابداى آن كند نه شئونى كه ابتداء بآن نمايد و حديث مخصوص است بثانى نه باول پس آن نقيض حديث نبوى نباشد عبد اللَّه طاهر را اين جوابها پسند آمد و بر او تحسين نمود و بعد از آن برخاست و بوسه بر سر و روى او بداد و لطف بسيار در حق او بتقديم رسانيد و جواب شافى تر از آن اينست كه ندم فقط مستلزم توبه نميشود زيرا كه توبه عبارتست از ندم بر سابق و عزم بر ترك آن بر لاحق و چون او عازم نشد بر ترك آن فعل در زمان مستقبل پس تايب نبوده باشد و مراد از آيه دويم آنست كه خداى بر وفق قصد و نيت بنده ثواب باو ميدهد پس جايز است كه زيد طاعتى كند بر وجهى كه او را يك ثواب واجب باشد بر آن و عمر و همان طاعت را بجاى آورد و مستحق صد جز و ثواب باشد لاختلاف الوجه* الذى يقعان عليه و مراد بجف القلم آنست كه در اول حكم كرده و تقدير فرمود كه دو اوقات مستقبل به حسب مصلحت هر روز و هر ساعت چه فعل كند و بعد از آن بر وفق آن مى كنند تا روز قيامت وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ و نيز آنچه در صحف موسى و ابراهيم است آنست كه بسوى حكم پروردگار تست الْمُنْتَهى نهايت كار و رجوع همه خلايق بعد از انقطاع عمل تا هر يك را بر وفق عمل خير